( 2 ) وقتى زمان تعيين شده براى جنگ فرارسيد ، جملگى در بابل گرد آمدند . شمار سربازان بالغ بر 400 هزار پيادهنظام و دستكم صد هزار سوارهنظام مىشد .
بارى ، داريوش با اين سپاه بزرگ ، بابل را به آهنگ كيليكيه ترك گفت . وى زن ، فرزندان - يك پسر و دو دختر - همچنين مادرش را با خود همراه كرد . « 1 »
( 3 ) پيش از مرگ ممنون ، اسكندر بسيار نگران بود ، زيرا آگاه شده بود كه خيوس و شهرهاى لسبوس به اطاعت ممنون درآمدهاند و ميتيلن با جنگ به تصرف درآمده است و افزون بر اين ممنون مىخواست با سى صد كشتى 3 رديف پارويى و پيادهنظام به مقدونيه حمله كند و اين در حالى بود كه بيشتر يونانيان آمادهى پيمانشكنى بودند .
( 4 ) وقتى خبر مرگ ممنون را به اطلاع او رساندند از نگرانى شديد رهايى يافت . اما اندكى بعد ، به بيمارى نسبتا سختى دچار شد . « 2 » وى كه در معرض بيمارى جانكاهى قرار گرفته بود دست به دامن پزشكان شد .
( 5 ) در حالى كه تمامى پزشكان از پرستارى و علاج وى به دشوارى افتاده و درمانده شده بودند ، فيليپ آركانيايى - كه به درمانهاى سريع ولى خطرناك ، متوسل مىشد - وعده داد به كمك شربتى ، بيمارى را درمان مىكند .
( 6 ) اسكندر با خشنودى پذيرفت : در واقع گفته مىشود كه در همين زمان ، داريوش ، بابل را با سپاهش ترك كرد . « 3 » پزشك شربتى را به وى خوراند و به كمك مزاج بيمار ، همچنين سرنوشت ، خيلى زود چنان شد كه اسكندر از بيمارى رهايى
هامش
( 1 ) . ر . ك به : توصيف ملازمين داريوش نزد كنت كورث ( 3 ، 3 ، 8 )
( 2 ) . ديودور دو رويداد مشهور را از قلم انداخت : استحمام اسكندر در سيدنوس و نامهى پارمنيون كه در آن از اسكندر خواسته بود نسبت به فيليپ طبيب بدگمان باشد . آريستوبول( Fr . Gr . Hist . 139 fr 8 )تصريح مىكند كه بيمارى اسكندر ناشى از خستگى مفرط بوده است و حكايت حمام ( كنت كورث ، 3 ، 2 ، 5 ؛ پلوتارك ، اسكندر ، 19 ، 1 ؛ ژوستن 11 ، 8 ؛ آريان ، 2 ، 4 ، 7 ) ساختگى است و جنبهى تخيلى دارد . از ديگر سوى ، آريان ( 2 ، 4 ، 8 - 11 ) جريان نامهى پارمنيون را كه در نزد آريستوبول ديده نمىشود با احتياط حكايت مىكند . ( ن . ك به : پلوتارك ، اسكندر ، 19 ، 3 ؛ ژوستن ، 11 ، 8 ؛ كنتكورث ، 3 ، 6 ، 4 )
( 3 ) . ر . ك به : كنت كورث ( 3 ، 1 ، 19 - 21 ) ؛ آريان ( 2 ، 4 ، 2 ) ؛ پلوتارك ( اسكندر ، 18 ، 3 )