رويارويى با او روانه شد .
( 4 ) اهالى منطقه مقدونيان را بهخاطر شمار اندكشان به ديدهى تحقير مىنگريستند ، حال آن كه انبوه سپاه پارسيان ، آنها را سخت غرق شگفتى كرد . از اين روى ، طرف اسكندر را رها كرده تا طرف داريوش را بگيرند و با شتابى فراوان براى پارسيان ، آذوقه و ساير تداركات را فراهم كردند : براى بربرها ، اين انتخاب اهالى نشانهى پيروزى بود . اسكندر شهر مهم ايسوس « 1 » را تصرف كرد كه ورودش وحشتى را در اين شهر برانگيخت . « 2 »
33 .
( 1 ) پس از آنكه پيشقراولان به وى خبر دادند كه داريوش در سى استادى آنهاست و اين كه او رعبانگيز ، با سپاه آراسته براى جنگ پيش مىآيد ، اسكندر دريافت كه خدايان فرصت نابودى امپراتورى پارس را تنها در يك جنگ به وى بخشيدهاند ، اگرچه اين پيروزى به سختى حاصل آيد . پس از آنكه سخنانى ، مناسب با وضع موجود ، براى سربازانش ايراد و آنها را براى جنگ اصلى تحريض كرد ، براساس شكل و ماهيت ميدان نبرد ، يگانهاى پيادهنظام و سوارهنظام را آراست ؛ سوارهنظام را در پيشاپيش سپاه قرار داد و به سپاهيان فالانژ دستور داد ، به عنوان نيروى ذخيره ، پشت آن موضع گيرند .
( 2 ) شخصا پيشاپيش جناح راست ، به سوى دشمن پيش تاخت : زبدهترين سوارهنظام ، وى را همراهى مىكردند . سوارهنظام تساليان كه ، در شجاعت و تجربه ، سرآمد سايرين بودند جناح چپ را در اختيار داشتند .
( 3 ) وقتى دو سپاه در تيررس هم قرار گرفتند ، بربرها بارانى از تير را به سوى اسكندر پرتاب كردند ، اما ميزان تيرها به قدرى زياد بود كه به هم برخورد مىكردند ؛ اين امر موجب تضعيف اثرشان مىشد . « 3 »
هامش
( 1 ) .Issos( 2 ) . ر . ك به : كنت كورث ( 3 ، 7 ، 6 ) . دربارهى ايسوس ن . ك به :A . Janke , AufAlexandersd . Gr . Pfaden , eineReisedurchKl einasien ( 1904 ) , p . 49( 3 ) . بر پايهى نظر كنت كورث ( 3 ، 11 ، 4 ) اينها تيرهاى مقدونى بودند ، چيزى كه درست به نظر نمىرسد ؛ ر . ك به : آريان ( 2 ، 10 ، 3 )