آورد و مسئلهى زير را با ايشان در ميان نهاد : « آيا بايسته است سرداران و سپاهى را به سوى دريا فرستاد يا اين كه شاه بزرگ ، خود مىبايد با تمامى نيروهايش براى نبرد با مقدونيان به سوى ساحل سرازير شود ؟ » « 1 »
( 2 ) برخى براين عقيده بودند كه شاه بزرگ مىبايد شخصا نبرد را آغاز كند و توضيح مىدادند كه سپاه پارسيان ، اينچنين ، با تمام وجود جنگ خواهند كرد . اما خاريدم آتنى « 2 » - مردى كه بهخاطر شجاعت و استعدادهاى نظامىاش مورد تحسين همگان بود و در كنار شاه بزرگ جنگيده و او را در تمامى اقداماتش توصيه و اندرز كرده بود - به داريوش توصيه كرد كه بىگدار به آب نزند و تاج و تختش را به خطر نيندازد ، بلكه مسووليت جانفرساى حكومت آسيا را شخصا به عهده گيرد و سردارى كارآزموده را به جنگ روانه سازد .
( 3 ) وى افزود ؛ سپاهى از صد هزار سرباز ، كه يك سوم آن را مزدوران يونانى تشكيل داده باشند ، بسنده مىكند و بر اين امر تأكيد كرد كه خود شخصا تضمين موفقيت اين اقدام را بر عهده خواهد گرفت .
( 4 ) شاه بزرگ در ابتدا به اين پيشنهاد رضايت داد ؛ اما آنگاه دوستانش به شدت با خاريدم به مخالفت برخاستند و اين شك را برانگيختند كه وى مىخواهد فرماندهى را به دست گيرد تا امپراتورى پارس را به مقدونيان واگذارد . خاريدم خشمگين شده ، بدون كمترين خويشتندارى ، به خاطر بزدلى پارسيان زبان به دشنام گشود ؛ اينچنين بهخاطر سخنانش شاه بزرگ را بيش از پيش از خود رنجاند . « 3 » در اين هنگام ، داريوش كه خشم ، حس منفعتطلبىاش را زايل كرده بود ، بنا بر سنت پارس ، كمربند خاريدم را گرفت « 4 » و وى را به خدمتگزاران خود سپرد و
هامش
( 1 ) . ديودور تنها مورخى است كه به « شوراى جنگى » اشاره مىكند .
( 2 ) .Charideme( 3 ) . حكايت اخلاقى . دربارهى هنر چگونه رفتار كردن با بزرگان ؛ ر . ك به : ديودور ( 9 ، 26 )
( 4 ) . ر . ك به : گزنفون ( آناباسيس ، 1 ، 6 ، 10 ) : « 10 . . . به فرمان كوروش ، حاضران حتى خويشان اورونتاس ، برخاستند و به علامت مرگ ، كمربند او را گرفتند . » ر . ك به :G . Widengren , Lesymbolismedela ceinture , IranicaAntiqua , 8 ( 1968 ) , pp . 133 - 155-