اين سرداران جنگ را به سختى پى گرفتند و تمامى سرزمين تا فريگيهى بزرگ را مطيع ساختند و همواره غذاى سربازانشان را از سرزمين دشمن تهيه مىكردند . « 1 »
( 7 ) اسكندر ، به نوبهى خويش ، تمامى نوار ساحلى تا كيليكيه را به اطاعت خويش درآورد : شهرهاى زيادى را تصرف و پس از آنكه با عزمى راسخ ، قلاع مستحكمى را محاصره كرد ، آنها را فتح نمود . بين اين مكانها ، يكى را به شيوهى اعجابآورى تصاحب كرد كه نمىتوانيم از اين رويداد ، به دليل ويژگى منحصرش ، به سكوت بگذريم .
28 .
( 1 ) در سر حدات ليكيه ، مرمريان « 2 » ، صخرهى بزرگى را كه به خاطر موقعيت مستحكمش قابل ملاحظه است ، در اشغال خويش داشتند . وقتى اسكندر از كنار اين قصبهى مستحكم مىگذشت ، آنان بر پس قراول سپاه مقدونيان حملهور شدند ، شمارى از آنها را كشته و حيوانات و افراد زيادى را اسير كردند .
( 2 ) از اين روى ، شاه ، خشمگينانه ، قصبه را به محاصره درآورد و تمامى تلاش خويش را براى تصرف آن به كار بست ؛ اما مرمريان به سختى محاصره را برمىتافتند ، زيرا داراى شجاعتى كمنظير بوده و به موقعيت مستحكم مكان ، اطمينان داشتند . آنان به مدت دو روز پىدرپى به اين قصبه يورش آوردند و روشن بود كه شاه تا اين صخره را تصرف نكند دست از كار نخواهد كشيد .
( 3 ) پيران ، ابتدا به جوانان مرمرهاى توصيه كردند از جنگ چشم بپوشند و با بهترين شرايط ممكن با شاه از در صلح درآيند . اما چون جوانان به اين پيشنهاد گردن ننهادند و با جان باختن در راه آزادى ميهن براى خويش افتخار مىآفريدند ، آنها را به كشتن فرزندان ، زنان و پيران برانگيختند . دربارهى خود آنها نيز چنين پيشنهاد كردند كه چون مىتوانند در سايهى نيروى جوانى خويش نجات يابند ، شبانگاه از
هامش
( 1 ) . ر . ك به : آريان ( 1 ، 23 ، 5 - 6 )
( 2 ) .Marmariens