گذشته از اين ، وى سربازان ديگرى را ، كه داراى شجاعت زيادى بودند ، به عنوان نيروى ذخيره در خط سوم قرار داد . خود ، پيشاپيش سپاهش راهى شد و حملهى رقيب را كه گمان مىرفت آرايش به هم فشردهاش ، آن را شكستناپذير گردانيده ، برتافت . همچنين افرادى را براى خاموش كردن شعلههاى آتش و كمك به ادوات فرستاد . « 1 »
( 5 ) در همين هنگام ، هياهوى هولناكى در دو اردو طنينانداز شد ، حال آنكه شيپورها علامت جنگ را مىنواختند . بهخاطر شجاعت و چشم و همچشمى غير قابل وصف جنگجويان ، نبرد سختى درگرفت .
( 6 ) بىگمان ، مقدونيان از گسترش آتش جلوگيرى كردند ، اما افيالت و سربازانش در جنگ برترى يافتند . چون توان جسمانى افيالت بسيار بيشتر از توان جسمانى سايرين بود ، وى در واقع بسيارى از كسانى را كه با او رويارو مىشدند ، از دم تيغ گذراند . وانگهى بربرهايى كه بر روى بارويى كه به تازگى ساخته شده بود ، جاى گرفته بودند بسيارى از سربازان را با گلوله از پاى درآوردند : برج چوبينى به ارتفاع 100 ارش ساخته شده و پر از منجنيق بود .
( 7 ) از آنجا كه مقدونيان بسيارى به خاك هلاك افتادند و سايرين در برابر اين گلولهها بهعقب نشستند و چون ممنون شخصا به همراهى سربازانى كه از حيث شمار بسيار بيشتر بودند ، به كمك آمده بود ، شاه در وضع بغايت بغرنجى قرار گرفت . « 2 »
27 .
( 1 ) در زمانى كه مردم شهر ، برترى را از آن خود مىكردند ، اوضاع
هامش
( 1 ) . همهى اين موارد ساختگى است . ديودور مىخواهد اين احساس را پديد آورد كه هوشى سازماندهنده بر جنگ سيطره داشت . هيچيك از اين موارد در روايت آريان ديده نمىشود و از نظر وى ، به واسطهى آشفتگى اوضاع هر كسى ساز خود را مىزند . براى اطلاع بيشتر ن . ك به :A . VonDomaszewski , sb . HeidelbergerAk . 1925 - 26 , I , pp . 25 - 26از ديگر سوى به نظر نمىرسد كه اسكندر براى اين نزاع سپاهش را آراسته باشد .
( 2 ) . بر پايهى نظر آريان ( 1 ، 22 ، 1 ) سپاهيان پارس از طريق يك شكاف ( راه خروجى نيروهاى افيالت ) و از طريق ترىپيلون ( راه خروجى نيروهاى ممنون ) به بيرون سرازير شدند . سربازانى كه از طريق شكاف بيرون آمدند ، بدون دشوارى به عقب رانده شدند ( 1 ، 22 ، 2 ) ، اما هيچكس خروج سپاهيان پارس از راه ترىپيلون را انتظار نداشت ( 1 ، 22 ، 1 ) : احتمالا دليل سراسيمگى و پريشانى اسكندر ناشى از اين امر بود .