تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتابخانه تاريخى ( سرزمين ميان‌رودان "بين النهرين" ، حكومت مادها ، آشور ) ( فارسي ) — صفحة 655

مساهمون:

ص٦٥٥
( 6 ) بسيارى از مقدونيان با آگاهى از اين رويداد به يارى آن‌ها شتافتند و جنگ بزرگى روى داد ؛ در اين هنگام اسكندر خود را نمايان ساخت ، پارسيان با تمام قدرت به عقب رانده شده ، درون شهر به محاصره درآمدند . شاه پيكى فرستاد و به كمك صلحى موقت ، اجساد مقدونيانى را كه در پاى باروها افتاده بودند ، خواستار شد . افيالت « 1 » و تراسىبول « 2 » آتنى كه در صف پارسيان مىجنگيدند براين عقيده بودند كه اجساد را براى خاك‌سپارى به آن‌ها بازنگردانند ، اما ممنون رضايت داد .

26 .

( 1 ) پس از آن ، به هنگام شوراى جنگ كه به وسيله‌ى سرداران تشكيل شده بود ، افيالت اين عقيده را بيان كرد كه نمىبايد آن‌قدر صبر كرد تا شهر تصرف شود و خود نيز به اسارت درآيند : سرداران مىبايد خويشتن خطر را به جان خريده ، در صف نخست سربازان مزدور ، بر دشمن تاخت آورند . ( 2 ) ممنون كه مىديد افيالت آماده‌ى جان‌فشانى است ، به‌خاطر شجاعت و توان جسمانىاش اميدهاى زيادى به وى بست و به او اجازه داد آن‌گونه كه خود صلاح مىداند ، عمل كند . ( 3 ) او دو هزار مزدور زبده را با خود همراه كرد ، مشعل‌هاى نيمه افروخته را بين برخى از آن‌ها تقسيم كرد ، برخى ديگر را مقابل دشمن آراست و ناگهان دروازه‌ها را گشود ! در سپيده‌دم ، با مردانش به خارج از شهر سرازير شد و ادوات محاصره را به آتش كشيد : بىدرنگ شعله‌ها از هر كران افروختن گرفت . ( 4 ) در اين حال ، خود پيشاپيش ستون دوم سپاه ، كه صفوف را به هم فشرده كرده بودند تا آرايش نظامى در عمق سپاه به وجود آيد ، حركت كرد و بر سر مقدونيانى ريخت كه براى يارى رساندن از اردو خارج شده بودند . ولى شاه با ملاحظه‌ى آن‌چه كه در حال روى دادن بود ، مقدونيانى را كه همواره در جبهه‌ى فالانژ مىجنگيدند ، در خط مقدم و سربازان زبده را در پشت سر آن‌ها آراست تا اين چنين ، نيروى ذخيره براى جايگزين شدن جنگجويان خط مقدم را تضمين كند .
هامش
( 1 ) .Ephialte( 2 ) .Thrasybule