شهر ممكن نبود . « 1 »
( 5 ) از ديگر سوى ، فرستادگانى به سوى آركاديان ، آرگوسيان و اليديان روانه داشتند تا از آنها درخواست كمك كنند . همچنين با آتن دربارهى انعقاد پيمانى نظامى مذاكره كردند و چون دموستن ميزان زيادى جنگافزار در اختيارشان نهاده بود ، كسانى را كه فاقد سلاح بودند ، مسلح ساختند .
( 6 ) از ميان يونانيانى كه به كمك فراخوانده شده بودند ، پلوپونزيان سربازانى را به سوى تنگهى كورنت اعزام كردند . آنگاه چون منتظر رسيدن شاه بودند ، تعلل كرده و در انتظار باقى ماندند . آتنيان نيز به تحريك دموستن ، حكم كردند كه به تباييان يارى برسانند . با اين همه ، نيرويى نفرستادند و در انتظار ماندند تا ببينند جنگ به نفع چه كسى فرجام مىيابد .
( 7 ) فيلوتاس « 2 » ، فرمانده ساخلوى مقدونى كادمه ، به نوبهى خويش ، با مشاهده تداركات عظيمى كه تباييان به منظور محاصره فراهم كرده بودند ، همت و غيرت زيادى براى سر و سامان بخشيدن به وضع باروها از خود نشان داد و تعداد زيادى از انواع گوناگون پرتابهها ، آماده ساخت .
9 .
( 1 ) وقتى شاه با تمامى سپاهيانش ، ناگهان از تراس فرا رسيد ، تباييان نسبت به آمدن متحدينشان ترديد به خود راه دادند ، زيرا همگان به برترى آشكار سپاه دشمن واقف بودند . در اين اوان ، فرماندهان سياسى تباييان گردهم آمده و دربارهى شرايط جنگ وارد شور شدند : جملگى تصميم گرفتند كه تا پايان براى استقلال خود نبرد كنند . تودهى مردم تصميمشان را مورد تأييد قرار دادند ، در حالى كه هريك از شهروندان ، سرشار از شوروشوق ، براى نبرد آماده شدند . « 3 »
هامش
( 1 ) . آنان با خيانت ، آمينتاس و تيمولائوس ( آريان ، 1 ، 7 ، 1 ) - دو تن از فرماندهان ساخلو - را كشته و تلفات سنگينى بر كادمه وارد كردند . ( پلوتارك ، دموستن ، 23 ، 1 ) ؛ همچنين ن . ك به : پوزانياس ( 9 ، 6 ، 5 ) .
آريان ( 1 ، 7 ، 10 ) نيز از استحكاماتى دولايه سخن مىگويد .
( 2 ) .Philotas( 3 ) . بر پايهى نظر آريان ( 1 ، 7 ، 11 ) وحدت نظرى حاكم نبود . فيليپ پس از نبرد خرونه ، در تب سيستم حكومتى اوليگارشى را پايه نهاد ( ژوستن ، 9 ، 4 ) كه كارگران را از مجمعها دور مىكرد ( ارسطو ، سياست ، -