دشمنان را از دم تيغ گذرانده و پيروزى باشكوهى به دست آوردند . آنان با بهترين سپاهيان يونان سروكار داشتند و بر خلاف انتظار ، با مشتى سرباز ، نيروهايى را كه بسيار پر شمارتر از سپاهشان بودند ، شكست دادند : اين امر ، آوازهى بزرگ شجاعت و بىباكى را براى آنها به ارمغان آورد . اپامى نونداس ، فرمانده سپاه ، سخت مورد ستايش قرار گرفت : شجاعت و هوشش در فرماندهى ، عامل اصلى پيروزى بر فرمانروايان شكستناپذير يونان بود .
( 4 ) لاسدمونيان دستكم چهار هزار تن « 1 » و بئوسيان حدود سى صد تن كشته دادند . آنگاه صلح موقتى منعقد شد كه به لاسدمونيان اجازه مىداد كشتگان خويش را برداشته ، به پلوپونز بازگردند . چنين بود فرجام نبرد لوكتر « 2 » .
370 - 369 پ . م 57 .
( 1 ) با پايان يافتن سال ، دوس نيكتوس « 3 » به آرخونتى آتن رسيد و در روم به جاى كنسولهاى پيشين ، چهار تريبون نظامى به نامهاى ك . سرويليوس ، ل .
فوريوس ، س . ليسينيوس « 4 » و پ . كوئليوس « 5 » منصوب شدند .
در اين سال ، تباييان با سپاهيان بىشمار به سوى اورخومن لشكركشى كردند .
آنها مىخواستند اين شهر را به بردگى كشند ، امّا اپامى نونداس نظر آنها را تغيير داد : وى اندرز داد كه اگر سوداى سيادت بر يونان را در سر مىپرورانند ، بايسته است آنچه را از روى شجاعت فراچنگ آوردهاند ، با بزرگمنشى حفظ كنند . بنابراين تباييان پذيرفتند كه اورخومنىها نيز ، از حقوق سياسىاى كه متحدينشان بهرهمند
هامش
( 1 ) . بر پايهى نظر گزنفون ( 6 ، 4 ، 15 ) ، پلوتارك ( آژزيلاس ، 28 ، 5 ) و پوزانياس ( 9 ، 13 ، 12 ) ، هزار لاسدمونيايى كه 400 تن از آنها ، اسپارتى بودند . بر پايهى نظر دنيس هاليكارناسى( Den ysd'Halicarnasse )1700 تن . براساس نظر پوزانياس ، بئوسيان تنها 47 كشته دادند .
( 2 ) . ديودور از صلح آتن ( 371 - 370 پ . م ) ، كه گزنفون در كتاب تاريخ يونان ( 6 ، 5 ، 1 - 3 ) از آن سخن مىراند ، حرفى به ميان نمىآورد .
( 3 ) .Dusniketos( 4 ) .C . Licinius( 5 ) .P . Coelius