او سى تن از رجال شهر را متهم ساخت . مردم بىآنكه تحقيق دقيقى به عمل آورند تمامى اين متهمين را اعدام و دارايىهايشان را مصادره كردند .
( 3 ) امّا مظنونان بسيار ديگرى وجود داشتند و تودهى مردم كه بهخاطر اتهامات واهى عوام فريبان ، برانگيخته شده بودند به چنان درجهاى از وحشىگرى رسيدند كه همهى اشخاص بىگناه - شمار آنها زياد و بسيار ثروتمند بودند - را به مرگ محكوم كردند . بيش از هزار و دويست تن « 1 » از رجال شهر هلاك شدند . مردم حتى به عوامفريبان نيز ، رحم نكردند .
( 4 ) در واقع ، پس از فاجعهاى چونان وحشتناك ، عوامفريبان ترسيدند قربانى تغيير سرنوشت گردند و از متهم كردن ديگران دست برداشتند ؛ در اين زمان ، عموم كه گمان مىكردند عوامفريبان به آنها خيانت كردهاند ، چنان خشمگين شدند كه همگى آنها را از دم تيغ گذراندند . مىتوان گفت اينان گرفتار خداى انتقام آمده و به سزاى عادلانهى اعمال و جناياتشان رسيدند ؛ مردم نيز ، پس از فرونشستن خشمشان ، جانب خويشتندارى را پيش گرفتند .
59 .
( 1 ) در همين دوره ، ليكومدس تژهاى « 2 » ، آركاديان را متقاعد كرد كه اتحاديهى واحدى را تشكيل و مجمع مركزى قدرتمندى ، متشكل از ده هزار عضو تشكيل دهند كه قدرت تصميمگيرى براى جنگ يا صلح را داشته باشد .
( 2 ) شورش عظيمى در آركادى برپا شد « 3 » . دو جناح رقيب برآن شدند نزاعشان را از طريق جنگ ، حل و فصل كنند . خيلىها كشته و بيش از هزار و چهارصد تن ، برخى به اسپارت و برخى ديگر به پالانتيون « 4 » ، پناه بردند .
( 3 ) كسانى كه به پالانتيون پناه بردند ، توسط ساكنين پالانتيون ، به جناح پيروز
هامش
( 1 ) . براساس نظر پلوتارك ( اخلاقيات ) ، 1500 تن .
( 2 ) .( LycomedesdeTegee )؛ وى ، در واقع ، مانتينهاى بود .
( 3 ) . شورش مربوط بود به جنگ داخلى تژه ، بين هواداران و مخالفان اتحاديهى جديد . ر . ك به : گزنفون ، تاريخ يونان ( 6 ، 5 ، 6 - 9 )
( 4 ) .Pallantion