نبرد سپرده شدند و آنان نيز اين افراد را از دم تيغ گذراندند « 1 » . آنانى كه به اسپارت پناه بردند ، لاسدمونيان را متقاعد كردند كه به آركادى لشكركشى كنند « 2 » .
( 4 ) شاه آژزيلاس ، به همراهى سپاهيان خويش و پناهندگان ، سرزمين تژهاىها را كه به نظر مىرسيد مسبب شورش و اين تبعيدها باشند ، به تصرف خويش درآورد . آژزيلاس مزارع را غارت كرد ، يورشهايى به شهر آورد و تخم ترس و وحشت را ، در آركادىهاى جناح رقيب ، افكند « 3 » .
60 .
( 1 ) همزمان با اين رخدادها ، ژازون ، جبار فرز ، كه هوش بىنظيرى در فرماندهى از خويش نشان مىداد و شمار زيادى از پريئكها را به اتحاد خويش درآورده بود ، تساليان را متقاعد كرد كه مىتوانند سوداى سيادت بر يونان را در سر بپرورانند ؛ او مىگفت : اين سعادت ، پيشكشى ممتازى است كه بر حريفى قدرتمند آغوش خود را گشوده است تا براى تصاحب آن ، به نزاع برخيزد .
( 2 ) اين واقعيت داشت « 4 » : اسپارت در لوكتر متحمل شكست سنگينى شده بود ؛ آتن تنها سيادت بر دريا را در سر مىپروراند « 5 » ؛ تب شايستگى آن را نداشت كه در صف نخست قرار گيرد ؛ آرگوس به واسطهى آشوبهاى داخلى و برادركشىها از پا درآمده بود . بنابراين ، تساليان ، ژازون را پيشواى خويش ساخته « 6 » و در مورد مسائل نظامى به وى اختيار تام دادند . ژازون ، پس از به دست گرفتن قدرت ، با شمارى از مردمان سرزمينهاى مجاور از در دوستى درآمد و پيمان اتحادى را با
هامش
( 1 ) . گزنفون ( تاريخ يونان ، ك 6 ، 5 ، 9 ) روايتى متفاوت از تژهاىهايى كه به پالانتيون پناه بردند ، به دست مىدهد .
( 2 ) . ر . ك به : گزنفون ، تاريخ يونان ( 6 ، 5 ، 10 )
( 3 ) . روايت مفصل گزنفون ( 6 ، 5 ، 10 - 21 ) ثابت مىكند كه اقدامات نظامى آژزيلاس ، به خصوص عليه مانتينه تدارك ديده شده بود . اين شهر هنگام جنگ داخلى ، از هواداران دموكراسى در تژه ، حمايت كرده بود .
( 4 ) . اين براى دومين بار است كه ديودور در اين كتاب ، از اين روىداد سخن به ميان مىآورد ( ر . ك به : بند 23 ، 4 ) .
( 5 ) . نادرست مىنمايد ؛ ديودور در اينجا از صلح آتن ( 371 - 370 پ . م ) غفلت ورزيد .
( 6 ) . ديودور به اشتباه ، انتخاب ژازون را با اوضاع يونان پس از جنگ لوكتر ، به هم ربط مىدهد . ژازون چندين سال پيش از اين ، احتمالا در تابستان 375 پ . م ( ر . ك به : گزنفون ، 6 ، 1 ، 1 - 19 ) به مقام تاگوس( Tagos )انتخاب شده بود .