( 4 ) جنگ درگرفت « 1 » ؛ دو سپاه با چنان شوروشوقى مىجنگيدند كه سرنوشت جنگ در ابتدا نامعلوم بود ؛ امّا شجاعت و ستونهاى به هم فشردهى نيروهاى اپامى نونداس به آنها امكان داد برترى را از آن خود كرده و تعداد زيادى از پلوپونزيان را از دم تيغ بگذرانند . پلوپونزيان در برابر نيروهاى زبدهى بىباك ، قافيه را باخته و از پاى درآمدند . آنهايى كه ايستادگى مىكردند كشته يا مجروح شدند ؛ ضربات همواره از روبهرو بر آنها وارد مىشد .
( 5 ) تا وقتى كه شاه لاسدمونى ، كلئومبروتوس ، زنده بود و همرزمان زيادى آمادهى جانفشانى در راهش و در ركابش بودند ، معلوم نبود كه پيروزى از آن كدامين طرف خواهد شد ؛ امّا وقتى او بهرغم بىباكى نتوانست دشمن را به عقب براند و زخمهاى زيادى برداشت ، همچون قهرمانى از پاى درآمد . در اين زمان ، از هر سوى بهسوى جسدش شتافتند و اطرافش ، مملو از اجساد شد .
56 .
( 1 ) اين جناح از فرمانده محروم شده بود . پيادهنظام سنگين اسلحهى اپامى نونداس كه از فاصلهاى نزديك بر لاسدمونيان فشار مىآورد شروع به از هم پاشيدن صفوف دشمن كرد . با اين حال لاسدمونيان با شجاعت ، بهخاطر پادشاه خويش جنگيدند و جسدش را از آن خود كردند ، امّا نمىتوانستند ادعاى پيروزى كنند .
( 2 ) در واقع ، رشادتها و كارهاى نمايان نيروهاى زبدهى تباييان بىباكى لاسدمونيان را تحتالشعاع خويش قرار داده بود و اين برترى بيشتر ناشى از رشادت اپامى نونداس و حمايتهايش بود : بدينسان ، لاسدمونيان پس از جنگى سخت ، به عقب رانده شدند . اين عقبنشينى در ابتدا ، از هم پاشيدگى ستونهاى نظامى را در پى داشت ؛ سرانجام با دادن كشتگان بسيار و مرگ سردارى كه بر آنها فرماندهى مىكرد ، هزيمت فراگير شد .
( 3 ) نيروهاى اپامى نونداس به تعاقب فراريان پرداخته ، تعداد زيادى از
هامش
( 1 ) . روايت جنگ ، چنگى به دل نمىزند . ديودور از نبرد سوارهنظام كه نقش بسيار مهمى را در آغاز جنگ ايفا كردند ، سخنى به ميان نمىآورد ، ( گزنفون ، تاريخ يونان ، 6 ، 4 ، 13 ) و مراحل مختلف نبرد را به دقت از هم متمايز نمىسازد .