دست برداشته ، سعى كردند با شهرها به نرمى رفتار كنند . اين رفتار و اعمال سرشار از گذشت ، موجب نزديكى و علاقهى بيشتر متحدين به آنان شد . وانگهى آنان دريافتند كه جنگ در حال وخيمتر شدن است و مراقبت و هوشيارى بيشترى را از جانب آنان مىطلبد : با شدت و حدّت خود را براى آن آماده ساخته ، به ويژه سازماندهى سپاه ، تقسيم سربازان و هزينهها را سروسامان دادند .
( 2 ) شهرها و نيروهايى را كه براى جنگ تدارك ديدند ، به ده بخش تقسيم كردند . نخستين بخش شامل لاسدمونيان ؛ دومين و سومين ، آركاديان ؛ چهارمين ، اليديان ؛ پنجمين ، آخاييان مىشد ؛ ششمين از كورنت و مگار ؛ هفتمين از سيسيون ، فليونت و ساكنين آكته « 1 » ؛ هشتمين از آكارنانىها ؛ نهمين از فوسيديان و لوكريان و آخرين از اولنتيان « 2 » و متحدين تراسى تشكيل مىشد . در اين سپاهيان براى هر سرباز سنگين اسلحهى هوپليت دو سرباز سبك اسلحه و براى هر سوارهنظام ، چهار سرباز سنگين اسلحهى هوپليت « 3 » برشمرده مىشد .
( 3 ) سازماندهى سپاه چنين بود ؛ شاه آژزيلاس در پيشاپيش آن قرار داشت .
وى به واسطهى شجاعت و هوشش در فرماندهى ، پرآوازه بود و تا آن زمان ، تقريبا هرگز شكست نخورده بود و در تمامى جنگهايى كه فرماندهى آنها را بر عهده داشت و به ويژه هنگام جنگ لاسدمونيان عليه پارسيان ، ستايش همگان را برانگيخته بود : او در جنگى سازماندهى شده ، سپاهى بسيار بزرگتر از سپاه خود را شكست داد « 4 » ، قسمت اعظم آسيا را درنورديد و سرزمينهاى هموار را صاحب گرديد و سر آخر اگر اسپارتيان وى را به دلايل سياسى فرا نمىخواندند ، تقريبا تمامى امپراتورى پارس را به مخاطره مىانداخت .
( 4 ) او مرد عمل و در عين حال دورانديش ، بىباك و قادر به انجام
هامش
( 1 ) . ناحيهى اپيدور
( 2 ) . وجود اولنتيان ، امكان وقوع رفورم را در پيش از 379 پ . م منتفى مىسازد : بنابراين اين رفورم نمىتواند با رفورم سال 382 پ . م كه گزنفون ( تاريخ يونان ، 5 ، 2 ، 21 ) به شرح آن مىپردازد ، يكى باشد .
( 3 ) . در رفورم 382 پ . م ، يك هوپليت برابر بود با سه اوبول اژينتى و يك سوارهنظام ، چهار برابر بيشتر .
( 4 ) . اشاره به نبرد سارد در 395 پ . م ؛ ر . ك به : ( 14 ، 80 )