چپاول ، آنان را از ستونهاى سپاهيان دور گردانيده بود ، قتل عام كردند . آژزيلاس سربازانش را به صورت چهارگوش سازماندهى كرده ، راهش را به سوى سراشيبى كوه سيپيل ادامه داده ، مترصد زمان مناسبى شد تا بر دشمنان يورش برد .
( 2 ) اينچنين اين سرزمين را تا سارد پيمود و بوستان تيسافرن را - كه گونههاى مختلف درختان در آنجا كاشته شده و براى رفاه و تنآسايى وى در هنگام صلح تدارك ديده شده بود - ويران ساخت . از آنجا پس از رسيدن به ميانهى راه بين سارد و تيبارن « 1 » ، شبانگاه خنوكلس « 2 » اسپارتى را با هزار و چهارصد سرباز اعزام كرد و آنها را مأمور كرد تا مكانى پوشيده از درخت را به تصرف خويش درآورند تا بتوانند بربرها را غافلگير سازند .
( 3 ) آژزيلاس نيز سحرگاهان به راهپيمايىاش ادامه داد . همين كه از كمينگاه عبور كرد ، بربرها بدون آرايش جنگى بر پس قراولش يورش آوردند ؛ وى بىدرنگ عقبگرد كرده و جنگ سختى را با پارسيان آغاز كرد . در حالى كه جنگ اينچنين پى گرفته مىشد آژزيلاس به سربازانى كه در كمينگاه بودند علامت داد و اينان رجزخوانان ، به سوى دشمنان يورش آوردند . پارسيان كه مىديدند از هر دو طرف محاصره شدهاند دچار ترس و وحشت شده ، بىدرنگ راه فرار را در پيش گرفتند .
( 4 ) نيروهاى آژزيلاس براى مدتى به تعاقب آنها پرداختند ، بيش از شش هزار نفر را قتل عام كرده ، شمار زيادى را به اسارت گرفتند و اردوگاه آنان را كه سرشار از ثروت بود ، غارت كردند .
( 5 ) پس از اين نبرد ، تيسافرن از بىباكى و شجاعت لاسدمونيان هراسان شده ، به سارد عقب نشست . آژزيلاس به سوى خشترپاوننشينهاى عليا پيشروى كرد . . . « 3 » ، ولى چون در قربانىها هيچ نشانى از بختيارى مشاهده نكرد ، سپاه را به
هامش
( 1 ) .Thybarne( 2 ) .Xenocles( 3 ) . به نظر مىرسد متن در اينجا ناقص است . لازم به توضيح است كه خشترپاوننشينهاى عليا سرزمينهايى بودند كه در درون پادشاهى قرار داشته و از خشترپاوننشينهاى دريايى - كه آنها را خشترپاوننشينهاى سفلى مىنامند - بسيار دور بودند .