( 2 ) كارتاژيان بىدرنگ چهل كشتى عليه اين پنج كشتى ، اعزام نمودند .
سيراكوزيان بر كشتىهايشان درنشسته و جنگى را آغاز كردند كه در آن كشتى فرماندهى را درهم شكسته و بيست و چهار كشتى ديگر را غرق كردند ؛ باقى كه راه فرار را پيش گرفته بودند تا لنگرگاه دشمن تعقيب كرده ، كارتاژيان را به جنگ دريايى برانگيختند .
( 3 ) اما كارتاژيان نگران و هراسان از رخدادى چنين غيرمنتظره ، واكنشى از خويش نشان ندادند . سيراكوزيان كشتىهايى را كه به تصرف خويش درآورده بودند ، به دنبال خويش يدك كشيده ، به شهر بردند . آنان با اين پيروزى به هيجان آمدند و با ملاحظهى اين امر كه دنيس ، اغلب از كارتاژيان شكست مىخورد و آنها بدون حضور وى فاتح شده بودند ، غرق شادى شده ، بر خود مىباليدند .
( 4 ) آنها گرد هم مىآمدند و به يكديگر مىگفتند كه نبايد همچنان يوغ بندگى دنيس را بر گردن داشته باشند ، زيرا داراى فرصت بسيار مناسبى براى سرنگونى جبار مىباشند . در واقع ، تا آن زمان هيچ جنگافزارى در اختيار نداشتند ، اما اكنون به واسطهى جنگ ، همگى سلاح در دست داشتند .
( 5 ) در اين كشاكش دنيس سررسيد و مجمع عمومى برگزار كرد ؛ وى زبان به مدح و ستايش سيراكوزيان گشود و آنها را برانگيخت تا شجاع باشند و وعده داد كه به زودى جنگ را به پايان خواهد رساند . وى در شرف پايان دادن به مجمع بود كه تئودور سيراكوزى « 1 » - سوارهنظامى پرآوازه كه همگان او را مرد عمل مىدانستند - برخاست ؛ از خويش شجاعت به خرج داد و با اين عبارات در باب آزادى ، زبان به سخن گشود .
65 .
( 1 ) « هرچند دنيس سخنان كذب بر زبان رانده است ، با اين حال آخرين عبارت خطابهاش حقيقت است و آن اينكه جنگ به زودى پايان خواهد پذيرفت . وى در صورتى مىتواند چنين مهمّى را تحقق بخشد كه ديگر بر ما فرمان نراند ، زيرا تاكنون اغلب شكست خورده است ؛ بنابراين با بازگرداندن آزادىاى كه
هامش
( 1 ) .Theo dorelesyracusain