تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتابخانه تاريخى ( سرزمين ميان‌رودان "بين النهرين" ، حكومت مادها ، آشور ) ( فارسي ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
كشتىهاى خويش عرشه ساخته ، به سوى بندر بزرگ سيراكوز پيش رفت و موجب ترس و وحشت در اين شهر گرديد . دويست و هشت كشتى دراز وارد اين بندر شد ؛ كشتىها براى جنگ آراسته شده ، پاروها در خارج قرار گرفته و به طرزى باشكوهى با غنايم مزين شده بودند . افزون بر هزار كشتى بارى كه بيش از پانصد ملوان را حمل مىكردند ، « * » در پى اين كشتىها آمدند . اين‌چنين ، شمار كشتىها نزديك به دو هزار كشتى برآورد مىشد . نتيجه اين شد كه هرچند بندر سيراكوزيان بسيار وسيع بود ، با اين حال مملو از كشتى شد و بادبان‌هاى كشتىها موجب شدند كه اين بندر به چشم نيايد . ( 3 ) به مجرد اين‌كه كشتىها لنگر انداختند ، در سوى مقابل ، سپاه زمينى ظاهر گرديد كه به گزارش برخى مورخان ، مركب از سيصدهزار پياده‌نظام ، سه هزار سواره‌نظام و دويست كشتى دراز « * * » بود . ايميلكار ، فرمانده كل قوا ، چادر خويش را در معبد ژوپيتر برپا كرد . سپاه وى نيز در فاصله‌ى 12 استادى از شهر اردو زد . ( 4 ) پس از اين اقدامات ، سپاه را سازماندهى كرد و آن‌ها را در پاى ديوارهاى سيراكوز براى جنگ آراست و ساكنين آن را به جنگ تحريك كرد . آنگاه صد كشتى از بهترين كشتىها را به بنادر ديگر رهنمون كرد تا سيراكوزيان را ترسانده ، به نوعى آن‌ها را وادارد تا ناتوانى و زبونى خويش را در دريا اقرار نمايند . ( 5 ) چون احدى جرأت پاسخ به چنين تحريكاتى را نداشت ، وى سپاهش را به اردو بازگرداند . سپس سربازان مدت سى روز ، مزارع اطراف را ويران ، درختان را قطع و محصولات را نابود ساختند . اين‌چنين آذوقه‌ى فراوانى براى خود فراهم كردند و در عين حال يأس و نااميدى را بين ساكنين شهر پراكندند .

63 .

( 1 ) ايميلكار هم‌چنين حومه‌ى آخرادين را به تصرف خويش درآورد و
هامش
* . در ترجمه‌ى انگليسى اشاره شده كه متن در اين قسمت افتادگى دارد و آن‌چه كه ديودور نوشته مخدوش است . ترجمه‌ى متن انگليسى چنين است : « آنگاه كشتىهاى بارى كه افزون بر سه هزار كشتى و بيش از پانصد . . . » . * * . در ترجمه‌ى انگليسى « دويست كشتى دراز » وجود ندارد . وانگهى چگونه ممكن است كه سپاه زمينى داراى كشتى دراز باشد !