كردند . بيشتر سربازها در دشت پراكنده شده - گويى كه استبداد ، كاملا سرنگون شده است .
( 2 ) در اين بين كامپانىها - كه از وعدههاى دنيس به وجد آمده بودند - در بادى امر ، به سوى آژير « 1 » رهسپار شدند . در آنجا تجهيزات خويش را به آژيريس « 2 » ، والى شهر ، سپرده و مسلح به سلاح سبك و به تعداد هزار و دويست سوارهنظام ، به سوى سيراكوز روانه شدند .
( 3 ) كامپانيان پس از آنكه اين مسير را شتابان و با چالاكى فراوان طى كردند ، به طور غيرمنتظره بر سيراكوزيان يورش برده ، شمار زيادى از آنان را به خاك هلاكت انداخته و سلاح در دست ، تا منطقهاى كه دنيس در آنجا مخفى شده بود ، پيش تاختند . در همين زمان ، سيصد سرباز مزدور كه شجاعت خويش را اين چنين بازيافته بودند به جبار ملحق شدند .
( 4 ) همچنان كه قدرت دنيس فزونى مىيافت ، آتش نفاق ، دامن سيراكوزيان را فرا گرفت : برخى پيشنهاد به ادامهى محاصره دادند و برخى ديگر پيشنهاد مىكردند سپاه را مرخص كرده ، شهر را ترك گويند .
( 5 ) دنيس با آگاهى از اين امر ، از موضعش خارج گرديد و بر سيراكوزيانى كه در آشفتگى به سر مىبردند ، يورش برد و آنها را تا محلى كه شهر جديد « 3 » خوانده مىشد به عقب راند . با اين حال ، قتل و كشتار زيادى رخ نداد ، زيرا دنيس با اسب مىتاخت تا از قتل عام فراريان جلوگيرى كند . سيراكوزيان بىدرنگ در دشت متفرق شده و پس از اندك زمانى به شمار هفت هزار سوارهنظام گرد هم آمدند .
( 6 ) دنيس ، سيراكوزيانى را كه در اين جنگ كشته شدند به خاك سپرد و نمايندگانى را به « اتنا » فرستاد تا پناهندگان را به اطاعت و بازگشت به ميهن دعوت كند و به آنها قول شرف داد كه خاطرات گذشته را از مخيلهى ذهنش خواهد زدود .
( 7 ) برخى كه فرزندان و زنانشان را در سيراكوز گذارده بودند ، به ناچار ، به اين
هامش
( 1 ) .Agyre( 2 ) .Agyris( 3 ) .Villeneuve