اتخاذ كنند .
وى به قدرى از حفظ قدرت مأيوس شده بود كه ديگر سعى در نبرد با سيراكوزيان نداشت ؛ بلكه مىخواست پادشاهىاش با مرگى ننگين به پايان نرسد .
( 5 ) هلوريس « 1 » - يكى از دوستان و بر پايهى نظر برخى ، پدر خواندهاش - وى را پاسخ گفت كه زيباترين زيور و زينت مراسم خاكسپارى ، نشان قدرت پادشاهى است ؛ اما پوليكسن « 2 » - برادر همسرش - به وى توصيه كرد كه بر راهوارترين اسبش سوار شده ، نزد كامپانىها « 3 » در قلمرو كارتاژيان برود . ايميلكار « 4 » ، كامپانىها را در ساخلويى ، واقع در محلهايى كه كارتاژها در سيسيل در اشغال خويش داشتند ، گرد آورده بود .
فيليستوس « 5 » ، كه بعدها تاريخ سيسيل را نوشت نظرى مخالف با عقيدهى پوليكسن داشت ؛ وى گفت : « برازندهى دنيس نيست كه شتابان بگريزد و جبارگرى را رها كند ؛ او تنها بايد با پاهاى خويش آن را ترك گويد . »
( 6 ) دنيس با نظر پوليكسن روى موافق نشان داد و برآن شد تا به جاى اينكه از قدرت دست شويد ، همه چيز را تحمل كند . در نتيجه ، نمايندگانى به سوى سيراكوزيان روانه ساخت تا از آنان خواهش كند به وى اجازه دهند با همراهانش از شهر خارج شود ؛ وى همزمان ، نمايندگانى را مخفيانه و شتابان نزد كامپانىها فرستاد و به آنها وعده داد ، هر ميزان پول كه بخواهند در اختيارشان خواهد گذارد تا از اين طريق ، آنان را تشويق كند شهر ايل را از محاصره خارج سازند .
9 .
( 1 ) سيراكوزيان به جبار اجازه دادند تا با پنج كشتى از شهر خارج گردد و چون پيروزى را محقق مىدانستند ، آنچنان كه بايد و شايد مراقب نبودند و از آنجا كه گمان مىكردند ، سوارهنظام در اين محاصره به كار نمىآيد ، آنها را مرخص
هامش
( 1 ) .Heloris( 2 ) .Polyxene( 3 ) .Campaniens( 4 ) .Imilcar( 5 ) .Philistus