آن آسان است ، با ساخت ديوارى زيبا ، آن را از باقى شهر جدا كرد و بر روى آن برجهاى بلندى به فواصل نزديك ، برپا ساخت . در مقابل اين ديوار ، سرسراها و رواقهاى وسيعى برپا نمود تا تودهى مردم را گردهم آورد .
( 3 ) در داخل جزيره ، با هزينهاى هنگفت ، ارگ محكمى ساخت كه مىتوانست در مواقع ضرورى به آنجا پناه برد . در داخل ديوار ارگ ، كارگاههاى كشتىسازى ساخت كه درون بندر كوچكى به نام لاكسيوم « 1 » قرار داشتند ؛ اين بندر مىتوانست 60 ترىرم را در خويش جاى دهد و داراى دروازهاى بود كه تنها يك كشتى مىتوانست از طريق اين دروازه - در يك زمان - وارد بندر شود .
( 4 ) دنيس آنگاه بهترين بخش اين سرزمين را به دوستان و سردارانش واگذار كرد و باقى سرزمين را نيز بين متحدان و شارمندان آن تقسيم نمود . منظور از شارمندان ، بردگان آزاد شدهاى بودند كه نئوپوليت « 2 » خوانده مىشدند .
( 5 ) دنيس خانههاى شهر را - جز خانههاى منطقهى ايل كه به دوستان و سپاهيان مزدورش بخشيد - بين مردم تقسيم كرد . آنگاه كه دريافت به خوبى حكومت استبدادىاش را تثبيت كرده است ، سپاه را عليه سيكولها روانه ساخت تا تمامى شهرهاى آزاد و به ويژه شهرهايى را كه در جنگ پيشين در ركاب كارتاژها جنگيده بودند ، به انقياد خويش درآورد .
( 6 ) در بادى امر ، عليه شهر هربسوسيان « 3 » لشكر كشيد و به محاصرهى آن مبادرت ورزيد . با اين حال ، سيراكوزيان كه در اين لشكركشى شركت داشتند ، همين كه سلاحهايى را كه به آنها واگذار شده بود در اختيار گرفتند ، علم طغيان برافراشته و يكديگر را به خاطر نپيوستن به سوارهنظام - هنگامى كه سعى در سرنگونى جبار كرده بود - مورد ملامت قرار دادند . سردارى كه دنيس در رأس نيروهايش گذارده بود ، سربازى را كه خيلى صريح و بىپرده سخن مىگفت تهديد كرد ، ولى چون اين مرد گستاخانه پاسخ داد ، سردار براى كشتن او پيش آمد .
هامش
( 1 ) .Laccium( 2 ) .( Neopolites )؛ به معناى « شارمندان جديد » .
( 3 ) .( Herbesiniens )؛ ساكنان هربسوس .