( 7 ) با مشاهده اين امر ، سربازان خشمگين ، اين سردار را كه دوريكوس « 1 » نام داشت گردن زدند و با دعوت شارمندان به بازپس گرفتن آزادى ، سوارهنظام « اتنا » را فراخواندند . اين سوارهنظام از همان زمان كه در آغاز پادشاهى دنيس تبعيد شده بودند ، اين موضع « 2 » را در اشغال خويش داشتند .
8 .
( 1 ) دنيس ، هراسناك از شورش سيراكوزيان ، محاصرهى هربسوس « 3 » را رها كرد و شتابان به سيراكوز بازگشت تا شهر را به اختيار خويش درآورد . هنگامى كه وى خارج از شهر بود ، عاملين شورش ، سربازانى را كه فرمانده خويش را به قتل رسانده بودند ، بهعنوان فرمانده برگزيده و پس از ملحق شدن به سوارهنظامى كه از اتنا رسيده بود ، در اپيپول « 4 » اردو زده ، جبار را از هر ارتباطى با دشت محروم كردند .
( 2 ) آنان بىدرنگ نمايندگانى را به ميسن و رژيوم روانه ساختند تا ساكنين اين شهرها را براى يارى رساندن از طريق دريا و به چنگ آوردن آزادى ، ترغيب كنند . اين شهرها در اين دوره قدرت اين را داشتند كه دستكم هشتاد كشتى را به دريا اندازند . آنها كشتىها را براى يارى رساندن به سيراكوزيان - كه براى سرنگون ساختن استبداد جبار به نبرد برخاسته بودند - گسيل داشتند .
( 3 ) شورشيان اعلام كردند كه ميزان هنگفتى پول به كسانى داده خواهد شد كه جبار را به قتل برسانند و مزدورانى كه سپاه دنيس را رها كنند و به صف آنها درآيند حق شارمندى دريافت خواهند كرد . همچنين سيراكوزيان ماشينهاى جنگى براى يورش به ديوارها تدارك ديدند ، حملاتشان را هر روزه عليه منطقهى ايل پى مىگرفتند و با خوشرويى پذيراى مزدورانى بودند كه سپاه جبار را ترك مىگفتند .
( 4 ) دنيس كه از هرگونه ارتباط با دشت محروم شده بود و مزدورانش نيز وى را رها كرده بودند ، دوستانش را گرد خويش جمع كرد تا با هم مشورت و تصميمى
هامش
( 1 ) .Doricus( 2 ) . مقصود اتنا است .
( 3 ) .Herbesus( 4 ) .( Epipoles )تپههاى داراى استحكامات واقع در اطراف سيراكوز .