كوروش « 1 » و لاسدمونيان در خفا با هم توافق كردند كه خود را براى جنگيدن با اردشير « 2 » ، برادر كوروش ، آماده سازند . آلسىبياد با آگاهى از نقشهى كوروش ، فارناباز را پيدا كرد و پس از آنكه وى را از تمامى جزئيات توطئه آگاه ساخت ، از وى خواست به او اجازه دهد تا خود را نزد اردشير برساند ؛ زيرا بر آن بود تا نخستين فردى باشد كه نقشهى توطئه را براى شاه فاش مىسازد .
( 3 ) فارناباز پس از آنكه به آلسىبياد گوش فرا داد ، خواست افتخار اين عمل را از آن خود سازد و در نتيجه پيكهايش را براى افشاى اين توطئه به سوى شاه روانه كرد . در اين بين ، آلسىبياد كه نتوانسته بود از فارناباز اجازهى باريابى نزد شاه را به دست آورد ، به سوى خشترپاون پافلاگونى رهسپار شد تا امكانات سفر را از وى دريافت دارد « * » . امّا فارناباز كه نگران بود شاه اين چنين از واقعيت آگاه شود ، با شتاب مزدورانى را روانه ساخت تا آلسىبياد را در راه به قتل برسانند .
( 4 ) آنان در دهى از فريگيه « 3 » - جايى كه توقف كرده بود - به وى دست يافتند و شب هنگام دورادور منزلش را با تلى از چوب انباشته ، آن را طعمهى آتش ساختند .
آلسىبياد در ابتدا سعى كرد جان خويش را نجات دهد ، ولى پس از آنكه شعلههاى آتش وى را فراگرفتند و از تيرهاى پرتابى زخمى و ناتوان گرديد ؛ جانش را از دست داد « 4 » .
هامش
( 1 ) .( Cyrus )؛ مقصود كوروش كوچك ( جوان ) است ؛ مادرش پروشات ، به وى بسيار علاقه داشت و تمام سعى خويش را براى به سلطنت رسيدن او به كار گرفت ، اما سرانجام ناكام شد .
( 2 ) .( Artaxerxes )؛ مقصود اردشير دوم منمون ( باحافظه ) ( 404 - 358 پ . م ) است ؛ وى بزرگترين پسر داريوش دوم و هوكه ( نوتوس ) و جانشين قانونى وى بوده است و طولانىترين دورهى حكومت را در بين پادشاهان هخامنشى به خويش اختصاص داد ؛ او 46 سال سلطنت كرد كه اين مدت بيش از يكپنجم دوران طلايى شاهان هخامنشى را دربرمىگيرد .
* در ترجمهى انگليسى چنين آمده است : « افور اينچنين ادامه مىدهد : وقتى فارناباز نتوانست مأمورانى براى اين مهم به پايتخت روانه سازد ، آلسىبياد نزد خشترپاون پافلاگونى رفت تا با يارى وى به سوى پايتخت سفر كند . »
( 3 ) . اين ده ، بر پايهى نظرآتنه( Athenee )، مليسا( Melissa )نام داشت .
( 4 ) . پلوتارك ( آلسى به ياد ، 38 ، 3 ) گزارش كاملا متفاوتى دربارهى چگونگى قتل آلسىبياد به دست مىدهد .