تشكيل دادند . كريتياس « 1 » ، سخنگوى آنها ، ترامن را به چند مورد متهم ساخت ؛ بهويژه وى را به خاطر خيانت به حكومتى كه با خواست خويش عضوى از آن شده مورد نكوهش قرار داد . ترامن در اين زمان رشتهى كلام را در دست گرفت و خود را از اتهامات تبرئه كرد و اينچنين ، مهر و محبت تمامى اعضاى سناى را نسبت به خويش جلب كرد « 2 » .
( 6 ) كريتياس و هوادارانش با هراس از اين كه چنين شخصى مىتواند به واسطهى نفوذش اليگارشى را سرنگون سازد ، سربازان را در حالىكه شمشيرهاى عريان به دست داشتند ، به سوى او روانه كردند و به آنها دستور دادند تا وى را دستگير نمايند .
( 7 ) ترامن به نياتشان پى برد و خود را در محراب مقدس سنا انداخت ، فرياد برآورد : « من به خدايان پناه آوردم ، نه با اين انديشه كه جان خويش را نجات دهم ، بلكه براى آنكه يقين پيدا كنم كه قاتلانم به عملى دست خواهند زد كه منجر به شكستن حرمت خدايان خواهد شد . »
5 .
( 1 ) طرفداران سى جبار ، ترامن را از پناهگاهش بيرون آوردند . وى با بزرگمنشى ، تن به سرنوشت شوم خويش داد ، « 3 » زيرا فلسفه را در مكتب سقراط « 4 » فرا گرفته بود . باقى جمعيت براى سرنوشت ترامن گريستند ؛ ولى هيچكس با حضور سربازان مسلحى كه وى را احاطه كرده بودند ، جرأت نكرد به او يارى رساند .
( 2 ) با اين حال ، سقراط فيلسوف و دو تن از دوستانش براى ايستادگى در برابر مزدوران شتافتند ، ولى ترامن از آنها خواهش كرد هيچ اقدامى نكنند و گفت :
هامش
( 1 ) .Critias( 2 ) . گزنفون( Hell . 2 . 3 . 21 - 29 )سخنان كريتياس و ترامن را آورده است .
( 3 ) . اين همراهان يازده تن بودند ؛ هيئتى كه مأمور رسيدگى به زندانيان محكوم و اجراى حكم اعدام بود ؛ ر . ك . به : گزنفون( Hell . 2 . 3 . 54 )( 4 ) .( Socrate )؛ فيلسوف يونانى كه به سال 469 پ . م در آتن متولد شد و در 399 پ . م اعدام گرديد . او هيچ كتابى ننوشت و تقريبا همه اطلاعاتى كه دربارهى زندگى ، تعليمات و شخصيت او در دست مىباشد به واسطهى نوشتههاى شاگردش ، افلاطون است . سقراط در 70 سالگى به اتهام اينكه « جوانان آتن را فاسد مىكند » در آتن محاكمه و مجرم شناخته شده ، به مرگ محكوم گرديد . حكم اعدامش با نوشيدن زهر شوكران به اجرا درآمد .