نمىتوانستند بازشناسند . براى پارسيان غيرقابل تصور بود كه يونانيان بر آنان حملهور شوند ، چه مىدانستند آنها هيچ نيروى زمينى در اختيار نداشتهاند .
پارسيان مىپنداشتند پسيديان كه در نزديكى آنجا سكونت داشته و دشمن پارسيان بودند با سپاهى بدانجا آمدهاند .
بههمين خاطر با اين باور كه يورش از سمت آسيا صورت پذيرفته ، به كشتىهاى جنگى خويش پناه بردند كه گمان مىكردند دوستانشان در آنجا هستند .
( 5 ) تاريكى شب ، بىنور ماه ، بر اين آشفتگى دامن مىزد ، چه شناسايى يكديگر غيرممكن بود .
( 6 ) بنابراين كشتار عظيمى صورت گرفت ؛ اما سيمون كه از پيش به سپاهيانش فرمان داده بود با علامتى مشخص گردهم آيند ، فانوسى بر كشتىهاى جنگى نصب كرد تا مبادا آسيبى به سربازان پراكنده و گرفتار در اين كشتار برسد .
( 7 ) همگان با اين علامت گرد هم آمدند و وقتى كشتار پايان گرفت به كشتىهايشان بازگشتند . فرداى آن روز سيمون يادمان پيروزى را برپا داشت و پس از آنكه در يك روز به دو پيروزى درخشان ؛ يكى در خشكى و ديگرى در دريا دست يافت ، به سوى قبرس روانه گرديد . تاريخ تا امروز هيچ نمونهى ديگرى از دو پيروزى در يك روز ، كه يكى توسط نيروى دريايى و آن ديگرى توسط نيروى زمينى به دست آمده باشد ، سراغ ندارد .
62 .
( 1 ) سيمون پس از آنكه به واسطهى استعداد نظامى و شجاعتش دو پيروزى بزرگ به دست آورد ، نه تنها بين همشهريان ، بلكه نزد همهى يونانيان آوازهاى بلند يافت . سيصد كشتى سه رديف پارويى ترىرم و چهل كشتى بارى را از چنگ دشمنان به در آورد و بيش از بيست هزار اسير گرفت ، بدون برشمردن مبالغ هنگفت پول كه توانست به چنگ آورد .
( 2 ) پارسيان كه از اين شكستها از پا درآمده و از برترى آتنيان به وحشت افتاده بودند ، شمار بيشترى ترىرم ساختند . از آن زمان به بعد ، شهر آتن به واسطهى ثروت و آوازهاش در شجاعت و تجربهى نظامىگرى ، رشد و پيشرفت شايانى كرد .
( 3 ) آتنيان ده يك غنايم جنگى را براى وقف به ايزد دلف ، اختصاص داده و