داشته و خواهان حفظ آن مىباشند ، اما از لاسدمونيان مىخواهند كه هرچه سريعتر همراه با همه متحدانشان به آتيك بيايند ، زيرا مردونيوس ، خشمناك از رد پيشنهادش توسط آتنيان ، قطعا با تمام نيروهايش به آتن هجوم خواهد آورد . اين در واقع آنچه بود كه روى داد .
( 3 ) زيرا مردونيوس كه در بئوسى همراه با سپاهيانش به سر مىبرد ، در بادى امر سعى كرد برخى از شهرهاى پلوپونز را با ارسال سكههاى نقره براى حاكمان اين شهرها ، به پيمانشكنى ترغيب نمايد . پس از دريافت پاسخ آتنيان ، مردونيوس آنچنان خشمگين شد كه پيشاپيش سپاهش به سوى آتيك روانه شد .
( 4 ) افزون بر نيروهايى كه خشايارشا براى او بر جاى گذاشته بود ، وى سربازانى را از تراس ، مقدونيه « 1 » و ديگر شهرهاى متحد پارسيان بسيج كرده و اين چنين بيش از 200 هزار سپاهى گرد آورد .
( 5 ) آتنيان با مشاهده پيشروى اين سپاه ، بىدرنگ پيكهايى را همراه با نامههايى به اسپارت روانه داشتند تا از لاسدمونيان بخواهند به يارىشان بشتابند .
اما چون لاسدمونيان هيچ شتابى از خود نشان ندادند و بربرها نيز شروع به نفوذ در آتيك كرده بودند ، آتنيان هراسان شده ، فرزندان ، زنان و هر آنچه را كه مىتوانستند با شتاب همراه خود برند ، برداشته و وطنشان را رها نموده و براى دومين بار به سالامين پناه بردند .
( 6 ) مردونيوس كه همواره از آتنيان غضبناك بود تمام مزارع را ويران و شهر را نابود ساخت و حتى معابدى را كه پيشتر از ويرانى معاف داشته بود ، خراب كرد .
29 .
( 1 ) هنگامى كه مردونيوس با سپاهش وارد آتن مىشد ، مجمع عمومى يونانيان تصميم گرفت به آتنيان ملحق شده ، براى نجات ميهن در پلاته قرار ملاقاتى ترتيب دهد « * » . وانگهى مجمع مقرر نمود كه در پيشگاه خدايان عهد نمايند ، چنان چه
هامش
( 1 ) .( Macedonie )؛ سرزمينى واقع در جنوب شرقى اروپا ، در شبهجزيرهى بالكان و در شمال غربى درياى اژه ميان اپير و تراكيه .
* در ترجمهى انگليسى چنين آمده است : « وقتى مردونيوس و سپاهش به تب بازگشتند ، يونانيان در مجمعى گردهم آمده و مقرر ساختند كه به يارى آتنيان شتافته و همگى به سوى پلاته پيشروى كنند . »