عزيمت نمودهاند .
( 6 ) شاه با باور كردن اين خبر - كه بسيار به واقعيت نزديك بود - بيمناك گرديد كه يونانيان كه بر دريا سيطره يافتهاند تنها گذرگاهى را كه براى عقبنشينى به آسيا برايش باقى مانده بود ، اشغال كنند . بنابراين برآن شد با گزاردن مردونيوس در يونان ، به همراه سربازان زبدهى پياده و سوارهنظامش - كه شمارشان دستكم به چهارصد هزار نفر مىرسيد - اروپا را به قصد آسيا ترك گويد .
اينچنين ، تميستوكل به واسطهى دو ترفند جنگى ، دو پيروزى بزرگ را براى يونانيان به ارمغان آورد . چنين بود حوادثى كه در آن اوان در يونان روى داد .
20 .
( 1 ) بعد از شرح جزئيات وقايع اروپا ، حكايت ساير رويدادها را پى مىگيريم . مقارن با اين وقايع ، كارتاژها در پيمانى كه با پارسيان منعقد كرده بودند و تعهد كرده بودند كه بر يونانيان سيسيلى يورش برند ، تداركات عظيمى را براى اين جنگ فراهم ديدند . وقتى همه چيز مهيا گرديد ، آنان سردار نظامى خويش آميلكار « 1 » را - كه از ارج و احترام والايى نزد ايشان برخوردار بود - فرا خواندند .
( 2 ) آميلكار به همراه تمامى نيروهاى گرد آمده ، بندر كارتاژ را ترك گفت . او داراى نيروى زمينى مشتمل بر دستكم سيصد هزار تن و ناوگانى مشتمل بر بيش از 2 هزار كشتى دراز بود ، بدون برشمردن بيش از سه هزار كشتى بارى كه حامل آذوقه بودند . وى در حين عبور از درياى ليبى با طوفانى مواجه شد كه كشتىهايى را كه براى حمل اسبها و ارابهها تدارك ديده شده بودند ، درهم شكست .
وى با رسيدن به بندر پانورم « 2 » در سيسيل ، گفت كه اكنون جنگ را تمام شده مىبيند و افزود كه تمامى نگرانىاش اين بود كه مبادا دريا سيسيلىها را از گزند در امان نگه دارد و مانع از تحقق هدفش گردد .
( 3 ) وى بعد از اينكه به مدت 3 روز به سپاهيانش استراحت داد و بعد از
هامش
( 1 ) . مورخان باستان نام اين فرمانده را به صور گوناگون نوشتهاند ؛ نظير : آميلكون( Amilcon )، آميلكار( Amilcar )، آميلكاس( Amilcas )و ايميلكون( Imilcon ).
( 2 ) .( portdePanorme )؛ در سيسيل واقع بود .