بزنند در آبهاى پلوپونز لنگر انداختند . اما همچنان كه برخى مورخان گفتهاند ، آنها در واقع منتظر آغاز جنگ بودند تا اگر پارسيان پيروز شدند ، آبوخاك خويش را به آنان تقديم دارند و چنانچه يونانيان پيروز شدند به خاطر يارى رساندن به آنان ، بر خود ببالند .
( 2 ) در اين حال آتنيان كه به سالامين پناه برده بودند با مشاهده آتيك كه در كام شعلههاى آتش فرو رفته و معبد مينرو آن ويران گشته بود ، درمانده و پريشان گرديدند ؛ ديگر يونانيان كه خود را تا پلوپونز در محاصره مىديدند ، دچار وحشت زيادى شدند . در اينحال توافق شد كه تمامى سرداران در يك شوراى جنگى حاضر شوند تا دربارهى مناسبترين مكان براى آغاز جنگ دريايى تصميمگيرى كنند .
( 3 ) نظرها بىشمار و گوناگون بود ؛ پلوپونزىها كه تنها به فكر امنيت خويش بودند عقيده داشتند كه بايد در تنگهى كورنت وارد جنگ شوند ؛ آنان بهانه آوردند كه در صورت شكست ، با دفاع از اين تنگه كه داراى بارويى محكم است ، پناهگاه امنى را در پلوپونز خواهند داشت ، در حالى كه با مخفى شدن در جزيرهى كوچك سالامين مىبايد منتظر عواقب شومى باشند .
( 4 ) تميستوكل برعكس توصيه كرد كه با كشتىهاى جنگى در سالامين به مقاومت بپردازند : او به اين نتيجه رسيد كه جنگ با يك ناوگان بزرگ با شمار اندكى كشتى جنگى در يك مكان باريك و تنگ ، بهتر خواهد بود و نيز تنگه كورنت براى نبردى دريايى به هيچ عنوان مناسب نيست ، زيرا پارسيان با رزمايش در سطحى وسيع ، تمامى برترىهاى يك ناوگان بزرگ را بر كشتىهاى جنگى اندك ، خواهند داشت . سرانجام بعد از بحثهاى فراوان ، همگان با نظر تميستوكل همرأى شدند .
16 .
( 1 ) چون عقيده شروع جنگ در سالامين غالب آمد ، يونانيان خود را آماده رويارويى با خطرات و نبرد با پارسيان كردند . اورىبياد به تميستوكل ملحق شد و تلاش كرد تا نيروها را به جنگ ترغيب نمايد ، اما آنان به او وقعى ننهادند .
سربازان كه از برترى نيروهاى دشمن هراسيده بودند از فرمانده خويش پيروى نمىكردند . همه آنان مىخواستند سالامين را ترك گفته ، به پلوپونز بروند .