تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 456

مساهمون:

ص٤٥٦
الترجمة روايت شده است كه كمتر مىشد آن حضرت بر منبر خود مستقر گردد جز اين كه پيش از خطبه مىفرمود : أيا مردم ، از خدا بپرهيزيد كه هيچ كس بيهوده آفريده نشده تا ببازي گرايد وسرخود رها نشده تا كار بىثمر كند ، دنياي دلپسند أو جاى آخرتش را پر نكند كه بدان بد مىنگرد ، آن فريفته اي كه باندازه والاترين همتش بدنيا دست يافته در خوشبختى مانند كسى نيست كه بكمترين سهم سعادت آخرت رسيده .
چون علي بر منبرش جا مىگرفت پيش از خطبه سخن ز اينجا گرفت أيها النّاس از خدا پرهيز باد هيچكس بيهوده در خلقت نياد تا كه عمرى را بلهو اندر شود بر خداى خويش نا باور شود هيچكس سر خود نباشد در جهان تا كشد بر لغو وبر باطل عنان نيست دنياي خوشايندى عوض از سراى ديگر اى صاحب غرض آنكه پيروز است در دنياي خود تا فراز همّت والاي خود نيست چون مرد خدا كو را نصيب كمترين سهمى است از دار الحبيب
السادسة والخمسون بعد ثلاثمائة من حكمه عليه السّلام ( 356 ) وقال عليه السّلام : لا شرف أعلى من الإسلام ، ولا عزّ أعزّ من التّقوى ، ولا معقل أحسن من الورع ، ولا شفيع أنجح من التّوبة ، ولا كنز أغنى من القناعة ، ولا مال أذهب للفاقة من الرّضا بالقوت ، ومن اقتصر على بلغة الكفاف فقد انتظم الرّاحة وتبوّأ خفض الدّعة ، والرّغبة مفتاح النّصب ، ومطيّة التّعب