ملايمت يا منافرت آن باشد .
شارح گويد : و اما لذت عقلى را پس حكماء و مصنف كتاب فص - الياقوت كه از متكلمين اماميه است ثابت نمودهاند براى ذات باريتعالى و دليل ايشان آنست كه خداوند متصف است بكمالاتيكه لايق به او است زيرا كه از عدم اتصاف او بصفات كماليه نقص لازم ميآيد بر ذات اقدس و آن محالست و علاوه بر آن ادراك مىكند ذات خود را و ادراك مينمايد كمالات خود را و لذت او از لذت هر لذتبرندهء بيشتر است زيرا كه او مدركيست عظيم كه درك نموده است چيزيرا كه اعظم و اجل است از تمام اشياء به نحوى از ادراك تمامتر و عظيمتر از هر ادراكيست و گويند كه مقصود ما از لذت نسبت بذات اقدس همين معنى است .
و اما متكلمين پس نفى لذت نمودهاند از ذات بنحو اطلاق و هيچ نحو از لذت را براى او جايز نميدانند و انكار بعضى از ايشان بسبب آنست كه لذات عقلى را نفى كردهاند و براى عقل لذتى نميدانند .
و طايفه ديگر كه لذت عقليرا جايز ميدانند در غير ذات باريتعالى پس دليل ايشان بر نفى آن از ذات اقدس آنست كه در شرع وارد نشده است ، و شارع اثبات لذت براى او ننموده و چون صفات و اسماء خداوند توقيفى هستند و بايد از شرع ثابت شود ، پس تا دليلى از شرع نرسد جايز نيست اثبات آن براى ذات اقدس هرچند كه عقل جايز داند آن را ، ولى خلاف ادب و از طريقهء احتياط دور است - زيرا كه محتملست كه درواقع جايز نباشد از جهتى كه ما آن را نميدانيم و سبب خسران و زيانكارى شود .
بحث چهارم در بيان اينكه يزدان پاك با غير خود متحد نميشود
مصنف گويد : و متحد نميشود با غير خود ، زيرا كه محالست كه