تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه شرح باب حادى عشر يا جامع شهرستانى ( فارسى ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
نيست زيرا كه وجوب آن نسبت بمكلفين بر نحو الجا است باينمعنى كه اگر فاعل منكر بنهى زبانى منتهى نشود بايد بدست او را نهى نمود اگرچه بزدن و شكستن آلات آن باشد بلكه گاه است كه بقتل نيز منتهى گردد با شرايط آن ، و اين نحو از نهى نسبت به خدا ممكن نيست زيرا كه به حد الجاء مىرساند و موجب سلب اختيار مىشود و تخصيص او بنهى لسانى خالى از دليل نيست . شارح گويد : و اما دليل نقلى بر وجوب آنها پس بسيار است . مقام دوم : در بيان اين است كه آيا امر بمعروف و نهى از منكر واجبند بر تمام اشخاص مكلفين عينا - يا آنكه واجبند بر ايشان بوجوب كفائى به اين معنى كه اگر از يكى صادر شد از ديگران ساقط مىشود ، پس شيخ طوسى ( ره ) قائل بوجوب عينى آن شده است و استدلال نموده است بر آن بقول
( ( كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ ) )
خداوند مدح فرموده است امت پيغمبر را باينكه امر بمعروف و نهى از منكر ميكنند و به اين سبب ايشانرا بهتر از ساير امم قرار داده است ، و سيد مرتضى قائل بوجوب كفائى آن شده است و استدلال نموده است بر آن باينكه مقصود از امرونهى آنست كه واجب در خارج واقع شود و قبيح مرتفع گردد - پس هركس كه متصدى آن شود كفايت از ديگران خواهد كرد ، و دليل ديگر بر آن قول حقتعالى است :
( ( وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ ) )
بايد از شما جماعتى باشند كه مردم را بسوى اعمال خيريه بخوانند و امر كنند بمعروف و نهى نمايند از منكر پس وجوب آن را مخصوص فرمود بطايفهء - و چون از طايفهء خاصى صادر شد از ديگران
ترجمه شرح باب حادى عشر يا جامع شهرستانى ( فارسى ) — صفحة 229 | العلامة الحلي / محمد علي حسينى شهرستانى / فاضل مقداد / محسن صدر رضوانى