و چون اين را دانستى پس بدانكه گناه و معصيتى كه از انسان صادر مىشود يا بسبب قصوريست كه در حق اللّه كرده است و يا بسبب تقصيريست كه در حقوق مخلوق نموده ، پس اگر در حق اللّه باشد آن بر دو قسمست :
يا بسبب فعل قبيحى است كه از او صادر شده - پس تدارك آن همان پشيمانى كفايت مىكند با عزم بر اينكه بعد از اين عود نكند به آن ، و يا بسبب ترك واجبست - پس اگر وقتش هنوز باقيست توبهاش آنست كه آن را بجا آورد و اگر وقتش بيرون رفته است پس اگر قضائى بر آن در شرع مقرر نشده است مانند نماز عيد پس كفايت مىكند در توبه آن اينكه پشيمان شود بر ترك آن و عزم نمايد بر عدم معاودت بر آن و اگر قضائى بر آن مقرر شده است قضاء آن را بجا آورد ، و اگر در حق الناس باشد ، پس اگر بسبب گمراه نمودن ايشان باشد باينكه فتواى غير مشروع داده و ايشانرا از راه راست بيرون برده - پس توبهء آن باينست كه او را ارشاد كند به راه راست و خبر دهد او را بخطاء خود در آن فتوى ، و اگر بسبب ظلمى باشد كه بر كسى نموده و مالى كه از كسى برده يا صدمهء زبانى يا جانى به كسى زده - پس توبهاش بايستكه حق او را بوارث او برساند يا از او حليت بطلبد و اگر نتوانست عزم نمايد بر اينكه هروقت متمكن شد از آن رضاى او را تحصيل كند .
ترجمه شرح باب حادى عشر يا جامع شهرستانى ( فارسى ) — صفحة 226
مساهمون: العلامة الحلي
ص٢٢٦