مينمايد از بسيارى از گناهان
( ( إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ ) )
خداوند نميآمرزد كسى را كه شريك قرار دهد به او و مىآمرزد غير از شرك را يا گناهى را كه كمتر از شركست براى هركس كه بخواهد
( ( إِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ لِلنَّاسِ عَلى ظُلْمِهِمْ ) )
بدرستيكه پروردگار تو صاحب گذشت و آمرزش است دربارهء مردم با ظلمى كه بر نفس خود ميكنند و از جواد كريم خوشآيند نيست خلف وعد نمودن كه وعده بدهد و بجا نياورد با اينكه خود ستايش نموده است خود را بصفت غفور و رحيم يعنى بسيار آمرزنده و بسيار مهربان و اين آمرزش نه آمرزش گناهان صغيره است و نه آمرزش گناهان كبيرهايست كه از آن توبه كرده و با توبه از دنيا رفته باشد زيرا كه باجماع عقابى بر آن دو نيست و چون عقاب بر آنها نيست عفو معنى ندارد پس معين است مراد گناهان كبيرهايست كه صاحب آن بدون توبه از دنيا رفته باشد و همين است مطلوب .
و اما شفاعت پيغمبر ما پس آن نيز در محل توقعست بلكه واقع نيز خواهد شد و دليل بر آن قول خداى تعالى است كه خطاب فرموده است بپيغمبر خود و او را امر فرموده است به استغفار و طلب آمرزش براى خود و براى مؤمنين و مؤمنات آنجا كه ميفرمايد استغفر لذنبك و للمؤمنين و المؤمنات و صاحب كبيره مؤمن است چونكه فرض اينست كه تصديق نموده است بوحدانيت خدا و برسالت رسول او و اقرار نموده است به آنچه پيغمبر از جانب خدا آورده است و ايمان جز اين نيست چونكه ايمان در لغت بمعنى تصديق است و در اينجا تصديق واقعست و اما اعمال صالحه پس آنها جزء ايمان نيستند تا آنكه بسبب ترك آنها شخص از ايمان خارج شود زيرا كه خداوند در كتاب كريم خود ميفرمايد
( ( الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا