تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه شرح باب حادى عشر يا جامع شهرستانى ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
است . دليل چهارم اينكه على اعلمست از تمام مردم بعد از رسولخدا پس بايد او امام باشد اما اعلم بودن او از تمام مردم پس از چند راهست : اول آنكه قوهء حدس او در شدت به نحوى بود كه در ظاهر هر امرى چون نظر ميفرمود به باطن آن پى ميبرد و تيزهوش بود و بسيار حريص بود در آموختن علوم و از زمان طفوليت در خدمت و ملازمت حضرت رسول كه عقل كل و كامل على الاطلاق بعد از خداى تعالى بود بسر برد و آنحضرت او را بسيار دوست ميداشت و حريص بود در تعليم و آموختن او هر قسم از علوم را و چون چنين معلم كامل دوستى دست دهد و چنين متعلم قابل با استعدادى البته بعد از چنين معلم چنين شاگرد اعلم خواهد بود از تمام خلق و اين امرى است واضح و آشكار . راه دوم اينكه بزرگان اصحاب حضرت رسول و تابعين اصحاب كه درك نمودن صحبت ايشانرا در هر واقعهء بزرگى كه براى ايشان رو ميداد و در آن فروميماندند رجوع بآنجناب مينمودند و عمل بفرمايش آنحضرت ميكردند و از رأى و اجتهاد خود دست برميداشتند و موارد آن زياده از حد احصاء است و در كتب تواريخ و سير ثبت است . راه سيم آنكه علماء و فضلاء در هر فنى و علمى رجوع و بازگشت ايشان بآنجنابست و هر علم و فنى مأخذش از آنمعدن علوم الهيست از آن جمله علوم تفسيرند و همگى اين علم را از ابن عباس اخذ كرده‌اند و او يكى از شاگردان حضرت امير المؤمنين است كه علم تفسير را از آن حضرت آموخت حتى آنكه ابن عباس گفت كه آنحضرت شرح فرمود از براى من در حرف باء بسم اللّه الرحمن الرحيم از اول شب تا آخر شب