تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه شرح باب حادى عشر يا جامع شهرستانى ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
خدا پس دلالت دارد بر آن قول خداى تعالى در آيهء مباهله
وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ
و روايت صحيح وارد شده است بر اينكه مراد بانفسنا در آيه امير المؤمنين است و شكى نيست در اينكه مراد از انفسنا نه اينستكه نفس على عليه السّلام با نفس پيغمبر متحد و يكيست زيرا كه اتحاد باطلست چنان كه در مبحث توحيد دانستى بلكه مراد اينستكه على مثل و مانند پيغمبر و مساوى با او است چنان كه ميگويند زيد شير است يعنى مانند شير است در شجاعت و چون مساوى باشد با رسولخدا صلى اللّه عليه و إله افضل نيز باشد از تمام مردم و همين است مطلوب ما . راه دوم اينكه پيغمبر صلى اللّه عليه و إله محتاجشد بوجود على در مباهله و نفرين كردن و ناچار بود از اينكه او را شريك كند با خود در دعاء كردن بامر خدا و هيچيك از اصحاب و خويشان خود را حاضر نفرمود و محتاج بدعاى ايشان هم نبود و كسى كه مثل رسولخدا صلى اللّه عليه و إله محتاج بدعاء او باشد خصوصا در چنين واقعهء بزرگى كه اساس نبوت بر آن گذاشته شده و اثبات نبوت بر آن متوقف بود البته افضل باشد از ديگران . دليل سوم اينكه امام بايد معصوم باشد و هيچكس از آنهائيكه ادعاء امامت براى آنها شده است جز على عليه السّلام معصوم نبودند پس هيچ كس غير از او امام نباشد اما وجوب عصمت امام پس بيان آن در سابق گذشت و اما اينكه غير از او كسى معصوم نبود پس بجهة آنست كه اجماع امت است كه عباس و ابو بكر هيچكدام معصوم نبودند پس معصوم منحصر باشد در على عليه السّلام پس هم او امام باشد زيرا كه اگر او امام نباشد پس يا بايد بگوئيم كه يكى از عباس يا ابو بكر معصوم بودند پس خرق اجماع لازم آيد و يا آنكه زمان را خالى دانيم از وجود امام معصوم اين هردو لازم باطل
ترجمه شرح باب حادى عشر يا جامع شهرستانى ( فارسى ) — صفحة 189 | العلامة الحلي / محمد علي حسينى شهرستانى / فاضل مقداد / محسن صدر رضوانى