مصنف گويد : مبحث چهارم اينكه واجبست كه امام افضل باشد از تمام رعيت به همان دليلى كه در وجوب افضليت نبى ذكر شد .
شارح گويد : واجب است كه امام افضل باشد از اهل زمان خودش زيرا كه او پيشواى كلست پس در بين مردم كسى باشد كه افضل از او باشد لازم ميآيد تقدم مفضول بر فاضل و آن قبيح است عقلا و سمعا ببيانى كه در مبحث نبوت گذشت .
مبحث پنجم در بيان امامت حضرت على و اولاد گراميش عليهم السلام و در آن سه مقصد است
مقصد اول در بيان اينكه امام بعد از رسول خدا ( ص ) حضرت على است
مصنف گويد : مبحث پنجم امام بعد از رسولخدا صلى اللّه عليه و إله على بن ابيطالب است به چند دليل يكى ورود نص متواتر است از پيغمبر خدا ( ص ) بر امامت او و ديگر آنكه او افضلست از ساير امت بصريح آيهء شريفهء
( ( وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ) )
و كسى كه مساويست با افضل البته افضل خواهد بود و ديگر آنكه رسولخدا صلى اللّه عليه و إله محتاج بود ببودن او در مباهلة و ديگر آنكه امام بايد معصوم باشد و از كسانى كه ادعاء امامت براى ايشان شده است غير از على عليه السّلام معصوم نبود اجماعا پس همان او امام خواهد بود و ديگر آنكه او اعلم بود از اهل زمان خود چونكه اصحاب در تمام وقايع رجوع به او ميكردند و او رجوع بهيچكدام نكرده و ديگر فرمايش رسولخداست كه فرمود عالمتر شما به احكام قضا و حكومت در ميان خلق على است و حاكم قاضى بايد عالم باشد به احكام قضا و ديگر