تشريع طلاق را نيكو شمرده و التزام بر ترك آن را چنان كه رسم اهل فرنگست تقبيح نموده .
و جمعى از ايشان ختنه نمودن را نيكو شمردهاند و منافع بسيارى براى بدن انسان در آن يافته و ذكر كردهاند و فرقهء از ايشان قرانرا ترجمه نموده و بسيارى از احكام آن را در مجالس حكومت و ديوان قضاء خود اجراء مينمايند و در مقام ترافع و فصل خصومات بنا را بر استنطاق شهود و تفريق آنها گذاشتهاند چنانچه از حضرت امير عليه السّلام وارد شده است و قوانين مشق عسكريهء خود را از نماز ذات الرقاء استنباط نمودهاند و بسيارى از ايشان احتجاب زنان را از مردان نيكو دانسته چنان كه عقل سليم نيز حكم مينمايد بحسن آن زيرا كه ترك آن سبب هيجان شهوت و بر طرف شدن حيا است از زنان و بسبب آن باب زنا و فحشاء مفتوح مىشود همچنانكه صريح عقل فطرى حاكمست بقبح ارتكاب ملاهى و غناء و قمار و نحو اينها از كارهائى كه موجب دورى از خدا و باز ماندن از تحصيل آخرت و سبب فرورفتن در دنيا مىشود و در همين مقدار كفايتست براى صاحبان هوش و ادراك .
فصل سوم در اثبات باقى بودن اينشرعست تا روز قيامت بدليل عقلى هرچند كه در اثبات آن بخبر متواترى كه وارد شده بر اينكه حلال محمّد صلى اللّه عليه و إله حلالست تا روز قيامت و حرام او حرامست تا روز قيامت كفايت است و بيان آن به چند وجه مىشود .
اول آنكه فرض شود اگر اينشرع تا روز قيامت باقى نماند لامحاله منسوخ خواهد شد و چون نسخ شود پس اگر حكمى براى مكلفين نباشد لازم آيد كه تكليف از بنى آدم مرتفع گردد در دنيا و آن منافى
ترجمه شرح باب حادى عشر يا جامع شهرستانى ( فارسى ) — صفحة 163
مساهمون: العلامة الحلي
ص١٦٣