تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
مقرر آن قصاص است . واگر گرفتار قتل خطا شدى ، وتازيانه يا شمشير ويا دستت بدون قصد قتل زيادة روى كردند وكسى را كشتى « چون ممكن است بيك مشت محكم وبالاتر قتلى واقع شود » مبادا غرور سلطنت ترا باز دارد از اين كه حق أولياى مقتول را بپردازى ورضايت آنها را جلب كنى . مبادا بخود ببالي ، وبسرافرازيهاى خود اعتماد كنى . مبادا تملَّق وستايش را دوست بدارى ، زيرا كه آن در نزد شيطان مناسبترين فرصتى است براي پايمال كردن هر نتيجة اى از نيكى نيكوكاران . مبادا باحسان خود نسبت برعايا بر سر آنها منّت بگذارى يا كار خود را بيش از آنچه كه هست در حساب آنها آرى يا به آنها وعده اى بدهى وتخلَّف كنى ، زيرا منّت احسان را نابود مىكند ، وبيشتر بحساب آوردن خدمتي نور حقيقت را مىبرد ، وخلف وعده نزد خداوند ومردم دشمنى ببار مىآورد ، خداوند متعال ( در سوره صف آية 3 ) مىفرمايد « دشمنى بزرگيست نزد خدا كه بگوئيد آنچه را عمل نمىكنيد » . مبادا در كارهاى خود بي وقت شتاب كنى ، يا در وقت مناسب سستى وتنبلى كنى ، يا اگر متعذّر ودشوار شد در بارهء آن اصرار ولجبازى كنى ، ودر صورت روشنى زمينهء كارى در آن مسامحه روا دارى ، هر كارى را بجاى خود مقرر دار . مبادا از آنچه همه مردم در آن برابر وشريكند براي خود امتيازى قائل شوى يا از آنچه در برابر چشم همه است صرف نظر كنى ودر تخلَّف وظائف دستگاه خود را به نفهمى بزنى ، زيرا مسئوليّت بر تو است وسود را ديگران مىبرند ، وبزودى پرده از كارها برداشته مىشود وانتقام مظلوم از ظالم گرفته مىشود . باد بيني وشراره تندى وضرب دست وتيزى زبان خود را مهار كن ، ودر جلوگيرى از زبان خود وپس زدن سطوت وتندى بكوش تا خشمت فرو نشيند واختيار خود را بدست آرى وقضاوتى مكن تا بسيار متوجّه معاد وقيامت وپروردگار