بوسيلهء دريافت حقوق خود كه خدا از خراج وماليات براي آنها معين كرده وبپشتگرمى آن در جنگ با دشمنان نيرومند مىشوند وزندگى خود را اصلاح مىنمايند ورفع نياز مىكنند .
اين دو دسته لشكريان وخراجگزاران را دسته سومى بايد اداره كند كه عبارتند از قاضيان ( دستگاه دادگسترى ) وكارمندان دولت ( استانداران وفرمانداران وبخشداران ) ونويسندگان ( متصدّيان أمور دفترى ) براي آنكه معاملات ومعاهدات را منعقد مىكنند وعوائد را جمع آورى مىكنند وكارهاى كلَّى وجزئي به آنها سپرده است .
زندگى همه اينها اداره نمىشود مگر بوسيلهء بازرگانان وصنعتگران كه وسائل زندگى را جمع آورى مىكنند وبازار داد وستد بوجود مىآورند وبا دست خود أبزارهاى زندگانى را جمع آورى مىكنند ومىسازند كه ديگران نمىتوانند بسازند ، سپس آن دسته پائين وبيچاره اند كه نيازمند ومسكينند ، كساني كه بايد به آنها بخشش كرد وبراى خدا بدانها كمك نمود ، هر كدام آنها را نزد والى جائى است وبر أو لازم است باندازه اى كه زندگى آنها اصلاح شود به آنها كمك دهد .
والى از عهدهء اين خدمتي كه خدا بر أو لازم كرده بر نيايد مگر بكوشش واستعانت از خداوند ووادار كردن خود بر درستكارى وصبر بر آن سبك باشد بر أو يا سنگين .
الفصل الرابع من عهده عليه السّلام
فولّ من جنودك أنصحهم في نفسك للَّه ولرسوله ولإمامك ، وأنقاهم جيبا ، وأفضلهم حلما ، ممّن يبطىء عن الغضب ، ويستريح إلى العذر ، ويرأف بالضّعفاء ، وينبو على الأقوياء ، وممّن لا يثيره العنف ، ولا يقعد به الضّعف .
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 202
مساهمون: حبيب الله الهاشمي الخوئي
ص٢٠٢