تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
پس از آن بدرستى كه زكاة گردانيده شده با نماز مايهء تقرّب خدا از براي أهل اسلام پس كسى كه عطا نمايد زكاة را در حالتي كه با طيب نفس بدهد آنرا پس بدرستى كه باشد آن از براي أو كفّارهء گناهان وحاجب ومانع از آتش سوزان ، پس البتّه نبايد احدى چشمش بر پشت آن بدوزد ، والبته نبايد غمگين وپريشان شود بان از جهت اين كه هر كسى كه بدهد زكاة را با وجه إكراه وعدم طيب نفس در حالتي كه اميدوار باشد بجهت دادن آن ثوابي را كه أفضل باشد از آن پس آن كس جاهلست بسنّت ، مغبونست در اجرت ، گمراهست در عمل ، دراز است پشيمانى وندامت آن . پس از آن أداء أمانت است پس بتحقيق كه نوميد شد كسى كه نبوده از أهل آن ، بدرستى كه آن امانت اظهار شد بر آسمانهاى بنا شده ، وبر زمينهاى فرش شده ، وبر كوههائى كه صاحب بلندى ومنصوبست بر زمين ، پس نيست هيچ چيز درازتر وپهنتر وبلندتر وبزرگتر از آنها ، واگر امتناع مىنمودى چيزى بجهت درازى يا پهنى يا بجهت قوّت يا عزّت هر آينه آنها امتناع مىكردند ، ولكن ترسيدند از عذاب پروردگار ، وفهميدند چيزى را كه جاهل شد بان كسى كه ضعيفتر از ايشان بود كه عبارت باشد از انسان ، بدرستى كه آن انسان بسيار ظالمست بسيار نادان ، بدرستى كه خداى تعالى مخفى نمىماند بر أو چيزى كه بندگان كسب نمايند آنرا در شب وروز خودشان ، لطيف خبير است به كار ايشان ، ومحيط است با علم خود بان ، أعضاء شما شاهدان اويند ، وجوارح شما لشكران أو ، وقلبهاى شما جاسوسان أو ، وخلوتهاى شما آشكار است در نظر آن