تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
حق وگوديهاى أو است ، ودريائيست كه نمىتواند بكشد آب آن را آب كشندگان وچشمهائيست كه تمام نمىكند آب آنرا آب بردارندگان ، وسرچشمه هائى است كه ناقص نمىنمايد آن را واردان ، ومنزلهائيست كه گم نمىكند راه آن را مسافران ، وعلامتهائيست كه نابينا نمىشود از آنها سير كنندگان ، وتلهائيست كه تجاوز نمىنمايد از آنها قاصدان . گردانيد خداوند آن را سيرابى از براي تشنگى عالميان ، وبهار از براي قلبهاى فقيهان ، وراههاى روشن از براي طرق صالحان ، ودوائى كه نيست بعد از آن دردى ، ونوري كه نيست با وجود آن ظلمتى ، وريسمانى كه محكم است جاى دستگير آن ، وپناهگاهى كه مانع است بلندى آن ، وعزيزى از براي كسى كه آنرا بجهت خود دوست اخذ نموده باشد ، وأمن أمان أز براي كسى كه داخل آن شود وهدايت از براي كسى كه اقتدا نمايد بان ، وعذر از براي كسى كه نسبت آنرا بخود بدهد ، وبرهان واضح بجهت كسى كه با آن تكلَّم نمايد ، وشاهد صادق بجهت كسى كه مخاصمه نمايد با آن ، وغلبه وظفر براي كسى كه احتجاج كند با آن ، وبردارنده مر حاملان خود را ، ومركب از براي كسى كه إعمال نمايد آنرا ، وعلامت از براي كسى كه تفكر نمايد ، وزره از براي كسى كه طالب سلاح باشد ، وعلم كامل كسيرا كه حفظ كند آنرا ، وحديث صحيح كسى را كه روايت نمايد ، وحكم بحق از براي كسى كه حكم نمايد . ومن كلام له عليه السّلام وهو المأة والثامن والتسعون من المختار في باب الخطب وهو مروىّ في الكافي ببسط واختلاف كثير تطلع عليه بعد الفراغ من شرح ما أورده السيّد ( ره ) هنا