" هنگام شب براى خود زمان بيداريى قرار بده كه شوق برپايى نماز تو را از خواب بيدار كند . مشتاقانه به نماز طولانى شبانه انس بگير و لذّتهاى خواب و رؤيا را ترك كن . " ( همان ، 281 )
* * *
يا حبيب القلوب أنت حبيبى * لم تزل أنت يا مناى سرورى
" اى دوست دلها تو دوست منى و آرزوى من ! همواره تو مايه سرور منى . " ( همان ، 282 )
* * *
تعود سهر اللّيل * فإنّ النوم خسران
و لا تركن إلى الذّنب * فعقبى الذّنب نيران
و كن للّوحى دراسا * فللقرآن أخدان
إذا ما اللّيل فاجاهم * فهم فى اللّيل رهبان
يميلون كما مالت * من الارياح أغصان
" شبزندهدارى پيشه كن كه به راستى خواب خسران و زيان است . به گناه مايل مشو كه عاقبت گناه آتش است . تو آموزگار وحى من باش زيراكه قرآن دوستانى دارد كه چون شب به آنان روى مىآورد گوشهنشين مىشوند . همچنان كه شاخهها از وزش بادها حركت مىكنند آنها نيز از نسيم قرآن و وحى متمايل مىشوند و به حركت درمىآيند . " ( همان ، 282 )
* * *
يا ذا الّذى خطب الجنون لنفسه * ما ذا تقول إذا وقفت ذليلا
" اى كه ديوانگى تو را به خود خوانده است ، چون ذليل شدى ديگر چه مىگويى ؟ " ( همان ، 283 )