( 45 ) فاطمه دختر احمد حجافيه
مصاحبت زكريا سختنى 135 را داشت و ابو عثمان [ سعيد حيرى نيشابورى ] را ديده بود .
از پدربزرگم رحمت خدا بر او باد شنيدم كه مىگفت از فاطمه حجافيه شنيدم كه مىگفت : نديدم كه كسى به كسى احمق بگويد و من پاسخ ندهم و گمان نكنم كه او با من سخن گفته است . هيچكس احمقتر از كسى نيست كه با دشمنش دوستى كند و دوستش را دشمن گيرد . نفس و شيطان دو دشمن ما هستند و ما آن دو را به دوستى مىگيريم و اطاعت مىكنيم ، درحالىكه كتاب و سنّت راههاى نجات و رهايى ما هستند و ما از آن دو روى گرداندهايم .
و روزى فاطمه به ابو العباس دينورى 136 گفت درحالىكه او دربارهى انس سخن مىگفت ، گفت چه خوب سخنى است كلام تو و تو از آن غايبى . اگر چيزى از آنچه آن را وصف مىكنى چشيده بودى يا چيزى از آنچه مىگويى را ديده بودى به يقين بىزبان مىشدى . 137