و از وى روايت شده كه گفت : هركس غير از طاعت خداوند و پيروى سنّت رسول او ، وسيلهى ديگرى را براى رسيدن به او قرار دهد بداند كه بر خطا رفته است .
فخرويه در سال سيصد و سيزده از دنيا رفت .
شرح
( 131 ) . فخرويه دختر على مادربزرگ سلمى نبوده و وى از زن ديگر عمرو بن نجيد است .
( 132 ) . ابو عثمان سعيد بن اسماعيل حيرى ( متوفى 298 / 910 ) اصلا از مردم رى بود .
نخستين پير وى در تصوف يحيى معاذ رازى ( متوفى 258 / 872 ) بود . سپس به شهر كرمان رفت و پس از آن همراه شاه شجاع كرمانى ( متوفى قبل از 300 ه / 912 - 13 ) راهى نيشابور شد و در آنجا ماند و مريد ابو حفص حداد نيشابورى ( متوفى 280 / 883 ) شد . وى با دختر ابو حفص ازدواج كرد . در مسجدى در نيشابور سخنرانيى دربارهى تصوف داشت و شيخ روحانى پدربزرگ سلمى بود . هجويرى مىگويد حيرى سه مقام در تصوف كسب كرد : مقام رجا به صحبت يحيى ، مقام غيرت به صحبت شاه ، و مقام شفقت به صحبت ابو حفص . كشف المحجوب 132 - 34 ، همچنين طبقات الصوفية 170 - 75 ، رساله قشيريه 407 ، حلية الاولياء ج 10 / 244 - 46 ، صفة الصفوة ج 4 / 85 - 88 . در نامهى حكيم ترمذى ( متوفى 295 / 908 ) به حيرى ، وى از ارتباط حيرى با نفس اماره انتقاد مىكند .
كتاب حكيم ترمذى و حركت ملامتيه 610 - 20 .
( 133 ) . اصل عربى اين جملات بدون فعل و به صورت كنار هم آورده شده است . اما مىتواند اينگونه فهميده شود كه ضعيف حالى - خطر عظيمى براى روح + ادعاى فراوان + اندكى اخلاص .
( 134 ) . ابو على محمد بن عبد الوهاب ثقفى ( متوفى 328 / 940 ) از مردم نيشابور بود . وى چون ابو عثمان حيرى مريد ابو حفص نيشابورى بود . او تحصيلات خود را در زمينهى علوم شرعى اسلامى شروع كرد ، اما بعدها به تصوف روى آورد . وى به جهت كلمات قصارش دربارهى خطرات نفس اماره و دامهاى طريقت مشهور است . در كشف و شهود صوفيه درجه و مرتبهى بالايى به رياضتهاى وى داده شده است . ستايش او از فخرويه در اين عبارت بىمعنى است . بنگريد : طبقات الصوفية 361 - 65 و رساله قشيريه 302