( 44 ) فخرويه دختر على از مردم نيشابور
فخرويه همسر ابو عمرو نجيد [ پدربزرگ سلمى ] 131 بود .
از پدربزرگم ابو عمرو بن نجيد شنيدم كه گفت : بهرهى من از مصاحبت فخرويه كمتر از فايدهى هم صحبتى ابو عثمان [ سعيد الحيرى نيشابورى ] 132 نبود .
از پدربزرگم شنيدم كه مىگفت : از فخرويه شنيدم كه مىگفت : حال ما ضعيف ، خطر بزرگ و عظيم ، نياز فراوان و صدق اندك است . 133
و روزى فخرويه به ابو على ثقفى 134 رحمت خدا بر او باد گفت : هرگاه انسان به علم سخن بگويد قلب و روحش را در آرامش قرار مىدهد و به خاطر خوبى كلامش خود را بزرگ مىدارد . اما هنگامى كه انسان علم را به كار مىبرد قلب و روحش را رنجور مىكند و نفسش را به جهت آگاهى به اندكى اخلاص در رفتار با حق كوچك مىشمارد .
پس ابو على گريست و سپس گفت : به تو نمىگويم مگر آنچه عمر بن خطّاب رضى اللّه عنه گفت : " امرأة افقه من عمّر " ( زنى كه از عمر دانشمندتر است ) .