( 46 ) ذكّاره
از زنان عابد و سرگشته عشق الهى بود .
ابو حفص عمر بن مسرور زاهد در بغداد گفت : احمد بن حسن بن محمد بن سهل واعظ 138 از محمد - يعنى ابن جعفر - نقل كرد كه گفت ابراهيم بن جنيد گفت 139 كه محمد بن حسين [ برجلانى ] از عباس اسكاف نقل كرده كه گفت : در ميان ما مجنونهاى 140 بود كه ذكّاره ناميده مىشد .
روز عيدى به من نگريست درحالىكه قطعهاى فالوده « 1 » در دست داشتم .
پس گفت : چه در دست دارى ؟ گفتم : فالوده . پس گفت : شرم دارم كه خداى تعالى مرا در جايى كه كراهت دارد ببيند . آيا مىخواهى تا براى تو فالودهء حقيقى را وصف كنم تا اگر توانستى آن را به كار برى ؟ گفتم :
آرى . گفت :
شكر عطا و نشاستهى صفا و آب حياء و روغن مراقبه و زعفران جزاء را آماده كن . سپس آن را با الك خوف و رجا صاف كن و آن را در ديگدان حزن قرار بده . قابلمهى اندوه را آويزان كن و در آن را با قفل اعتبار ببند و زير آن را با آتش زفير و ناله روشن كن . آنگاه آن را با هوشيارى بگستران
هامش
( 1 ) . از طرز تهيهى فالوده به نظر مىرسد نوعى مسقطى بوده كه به اين نام ناميده مىشده است . شبيه تعبير ذكّاره را امام يافعى در روض الرياحين مىآورد و از قول يكى از صالحين مىنويسد كه وى نزد طبيبى رفته و وى طرز تهيهى دارويى را به او مىآموزد كه چنين است : " عصارهى فقر را با برگ صبر و اهليلج تواضع بياميز ، سپس تمام آن را در ظرف