اصطلاح پوشيده بودن زنان كه ابن منور در اين پاراگراف از آن بهره مىجويد ، ضميمهى بسيار مناسبى را براى كتاب زنان صوفى سلمى فراهم مىكند . گرچه متن ذكر النّسوة المتعبدات الصوفيات اطّلاعات بسيارى را نسبت به قبل دربارهى ماهيت و تعليمات اولين زنان صوفى به ما مىدهد اما هنوز اين اطّلاعات براى نوشتن كتاب تاريخى مناسبى دربارهى زنان صوفى و تاريخ زنان در اسلام ، كافى نيست .
بههرحال اين اثر شواهد لازم را براى اثبات اين موضوع فراهم مىكند كه موضع اسلام نسبت به زنان ثابت و غير قابل تغيير نيست ، بلكه مطابق با تحولات اجتماعى و فرهنگى كه در جامعهى اسلامى رخ داده بهطور مرتّب تغيير مىكرده است . كتاب زنان صوفى سلمى همچنين نشان مىدهد كه حد اقل در نظر يك صاحبنظر بزرگ تصوف اسلامى ( خود سلمى ) ، زنان كاملا در دين و عقل با مردان برابرى مىكردند و مىتوانستند در بيشتر جنبههاى فكرى و دينى با آنها سهيم باشند . هرچند در همان عصر ، تلاش كلاباذى در مخفى نگهداشتن هويت زنان صوفى ما را به فكر مىاندازد كه آيا سلمى به حقيقت تنها آزادانديش زمان خود بوده ، و يا نمونهاى از افكار عمومى عصر خود را ارائه داده است . در حال حاضر تصوير كامل اين موضوع بر ما ممكن نيست . شايد سلمى خود مىخواست كه اين پاسخ چون رازى باقى بماند ، زيرا به نظر مىرسد كه او احساس كرده بود كه " راز " بخشى از طبيعت زنان است . وى بعد از اينكه حدود هشتاد زن صوفى را به تفصيل به جهانيان معرفى مىكند ، با استفاده از يكى از آخرين سخنان در كتاب خود ، با تكيه بر ذاتى بودن معنويت زنان ، آن حس مرموز را دوباره
هامش
را نمىشناسند و در پوشش الهى مستورند . واژه پوشيده در اين جملات بهمعناى زن روى پوشيده نيست . ر ك : اسرار التوحيد ج 1 / 40 - م