اصولىها و صوفيان بود . ابو الحسن اشعرى ( متوفى 323 / 935 ) پايهگذار مكتب اشعرى ، خود از معتزليان بود . وى معتزله را به جهت محدود نمودن مفهوم خداوند مطلق در نظرگاه خرد بشرى نقد كرد و مذهبى به وجود آورد ، كه در آن تعالى و برترى خداوند هم زمان با حضور او در جهان معنا مىيافت .
اشعرىها ، خدا را چيزى بيش از يك خالق و يا قانونگذار مىدانستند كه اجازه مىدهد مردم به ميل خود رفتار كنند . آنها معتقد بودند كه خداوند حضور فعالى در تمام امور دنيوى و انسانى دارد . آفرينش او بىپايان است و در هر لحظه تغييراتى به وجود مىآورد . براى صوفيان ، اين اعتقاد توجيهى بود براى الهامات مكرر و كرامات مقدسين . از نظر معتزلىها ، هيچچيزى غير از الهامات پيامبران و معجزات آنان قابل قبول نبود ، زيرا هر معجزه يا الهامى نيازمند نوعى دخالت در نظم طبيعى خلقت بود . هرچند ، از نظر صوفيان اشعرى ، چنين اعمال خارقالعادهاى چندان هم غير معمول نبودند ، زيرا هر لحظه از زندگى خود معجزهاى به شمار مىرفت . از آن جايى كه خداوند در هر لحظه در حال خلق دوبارهى جهان است ، بنابراين به وقوع پيوستن معجزهاى و يا راهيابى به الهامات الهى ، تنها چون افزودن چروكى به پارچهى خلقت است . از نظر سلمى مهمترين معجزات ، كشف و شهود در طبيعت بود . در كتاب زنان صوفى وى ، تنها نوع معجزهاى كه از آن سخن رفته الهامات الهى است . 40
ذكر النسوه المتعبدات الصوفيات ( نخستين زنان صوفي ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 109
مساهمون: أبي عبد الرحمن محمد بن الحسين السُلمي
ص١٠٩