نخواهد داشت . " 45 چنين اعمالى در ميان ملامتيان مرسوم بود . پدر سلمى با بخشيدن اموالش نمىخواست پسرش را از ثروتش محروم كند ، بلكه مىخواست طبق گفتهى قرآن پسرش را تطهير كند :
" خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِها . . . "
( از اموال ايشان كفارهاى بگير كه بدان پاكيزهشان كنى ) . 46
حسين بن محمد ازدى در سال 345 / 956 - 57 درگذشت و سرمايهى قابل توجهى براى همسر و فرزندش باقى نگذاشت . 47 اما اين موضوع براى ايشان مشكلى ايجاد نكرد ، زيرا مادر سلمى از يكى از برجستهترين خانوادههاى نيشابور بود . خويشان مادرش يعنى سلمىها ، روستاها و زمينهاى وسيعى را در شمال شهر در منطقهى استوا در اختيار داشتند . 48 شايد اين يكى از دلايلى باشد كه پسرش نام سلمى را به جاى نام پدرش ، ازدى برگزيد . با اين كار ، او سنّت جد جد خويش احمد بن يوسف سلمى ( متوفى 264 / 878 ) نخستين محدث زمان خود در خراسان را دنبال كرد .
احمد بن يوسف سلمى همچون ابو عبد الرحمن سلمى ، نام سلمى را از مادرش گرفته بود ، گرچه نام پدرش ازدى بود . از او نقل شده است كه گفت : " من يك سلمى نيستم ، بلكه ازدىام ولى مادرم سلمى است . " 49 جستوجوى اصل و نسب يك مرد در ريشههاى خانوادگى مادرش در قرون اوليهى اسلام رايج بود . به خصوص در موردى چون سلمى كه موقعيت اجتماعى خانوادهى مادر بالاتر از موقعيت خانوادگى پدر بود .
روت رادد آن را وراثت نيمهى مادرانه مىنامد . 50
با مرگ پدر سلمى وظيفهى تعليم وى به عهدهى پدر مادرش اسماعيل بن نجيد ( متوفى 365 / 976 - 77 ) افتاد كه از خود پسرى نداشت . ابن نجيد هم همچون احمد بن يوسف سلمى ، در علم حديث متخصّص بود و در ميان