و به منشيك منسوب مىباشد ، با نيمهى ديگر كه به حيره منسوب است در غير مذهب نيز دشمنى وحشتناك دارند . در ميان شيعه و كراميان كار به جنگ هم كشيده بود . در سجستان دشمنى ميان سمكيان كه پيروان بوحنيفهاند و ميان صدقيان كه پيروان شافعىاند خونها مىريخته كه به مداخله سلطان مىكشيده است . در سرخس ميان عروسيان كه پيرو بوحنيفهاند و ميان اهليان كه پيرو شافعى هستند كشاكش است . در هرات كشاكش ميان عمليان و كراميان است ، و در مرو ميان مدنيان و بازار كهنه است ، و در نسا ميان دو محله خنّه و سر بازار است و در ابيورد ميان كردارى و راس البلد است . شنيدم مردى مىگفت : هركس از آب قويق بياشامد متعصّب مىشود . در بلخ نيز تعصّبها غير مذهبى است و همچنين سمرقند و كمتر شهرى در اين سرزمين از تعصّب خالى است . " 35
مقدسى در جايگاه كسى كه نخستين اخبار را دربارهى درگيرىهاى فرقهاى نيشابور گزارش مىكند تا حدودى نظريهى بوليت را كه اين درگيرىها دو شكل اصلى داشت تصديق مىكند . اين درگيرىها از يكسو ، ميان طرفداران كلام معتزلى و اشاعره ، و ازسوىديگر ميان پيروان دو مكتب فقهى حنفى و شافعى بود . با وجود آنكه به نظر مىرسد دانشمندان معتزلى تمايل داشتند فقه حنفى را بياموزند ، اشاعره مىخواستند كلام شافعى را دنبال كنند ، اما هميشه وفادارى به عقايد يك مكتب كلامى لازمهى اعتقاد به اصول فقهى آن مكتب نبود .
درحالىكه شافعىهاى نيشابور به ندرت معتزلى بودند ، تعدادى از حنفيان ، پيرو طريق اشاعره بودند ، حتّى گاهى ممكن بود شيعيان در اصول فقهى وابسته به يكى از فرق اهل تسنن باشند . زيديه كه فرقهى ( مذهبى ) آل بويه بودند ، اغلب اصول فقه حنفىها را دنبال مىكردند . مهمترين نكته اين
ذكر النسوه المتعبدات الصوفيات ( نخستين زنان صوفي ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 106
مساهمون: أبي عبد الرحمن محمد بن الحسين السُلمي
ص١٠٦