منطق خود نظر داشتند . 38 اينان خود را مردمى اهل عدل و توحيد مىخواندند و مخالف وجود هرگونه واسطى بين خدا و مخلوقاتش بودند .
از نظر معتزله ، اللّه خداى عادلى است كه از گناه برى است . وى جهان را آفريد و آن را براساس قوانين خود به حركت درآورد . جهان بوتهى آزمايشى براى نفس انسان است و هركس آزادانه مىتواند خوبى يا بدى را انتخاب كند و براساس انتخاباش در مورد او قضاوت مىشود . همچنين قرآن حادث است و متعلّق به اين دنياست و معتزلىها آن را وحيى از سوى خدا مىدانند كه به پيامبر در زمان و مكان معينى نازل شده است .
خطرى كه شافعىها و ديگر پيروان طريق اصول را تهديد مىكرد و ممكن بود موجب تضعيف شريعت شود ، اين عقيدهى معتزله بود كه احتمال تغيير برخى از احكام قرآن براساس شرائط زمانه را مجاز مىدانستند .
با وجود عقيدهى محكم ضد معتزلى در ميان انديشمندان سنّى ، مكتب اعتزال مورد توجه امراى بويهى بغداد و فارس بود و تأثير آن در منطقهى خراسان همچنان باقى ماند . زيدىها و شيعيان امامى بهخصوص جذب تعاليم معتزلىها دربارهى عدالت و اختيار شده بودند ، براى آنكه آنها معتقد بودند كه اين حق امامى از خاندان پيامبر است كه عليه ظلم و بىعدالتى به پا خيزد . در كنار علاقهى گستردهاى كه به مكتب اعتزال در اين دوره وجود داشت ، مصلحين صوفى خراسان و متّحدان اصولى غير صوفيشان مخالف آيين اعتزال بودند ، و مخالفت آنها متوجه دو گروه مىشد : خود معتزلىها كه در ميان انديشمندان حنفى دستگاه سامانيان ديده مىشدند و زيدىها و شيعيان امامى كه به خاطر حمايت آل بويه ، تهديدى براى اسلام سنّى بشمار مىرفتند . 39
آيين اشعرى بهعنوان جايگزينى براى آيين اعتزال مورد توجه بسيارى از
ذكر النسوه المتعبدات الصوفيات ( نخستين زنان صوفي ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 108
مساهمون: أبي عبد الرحمن محمد بن الحسين السُلمي
ص١٠٨