است كه سلمى و بيشتر صوفيان اصلاحطلب در خراسان ، معتقد به فقه شافعى و كلام اشعرى بودند . در زمان حيات سلمى مكتب شافعى پيشرفت و قدرت قابل توجهى را از خود نشان داد . 36
هرچند بوليت منشأ درگيرىهاى فرقهاى نيشابور را در تفاوتهاى طبقاتى و قومى مىداند ، اما دلايل عقيدتى موجب اختلاف بين شافعىها و معتزله بود . محمد بن ادريس شافعى ( متوفى 204 / 820 ) پايهگذار مكتب شافعى به خاطر بسط موضوع اصول فقه مشهور است . اصول فقه بهطور اساسى منطق فقهىاى است كه علوم خاصى را بر علوم ديگر ترجيح مىدهد . 37 حقيقىترين علم آن است كه از طرف خدا مىآيد . بنابراين فقيه شافعى در حل مسألهى شرعى ابتدا بايد به قرآن كه دربردارندهى وحى الهى است رجوع كند ، اگر پاسخ به آن پرسش را در قرآن نيافت ، آنگاه بهترين علم ، علم لدنى است . اينگونه دانش را هم بايد در سنّت پيامبر يافت . در عصر سلمى مفهوم سنّت به مجموعههاى احاديث محدود مىشد .
تنها آنگاه كه پاسخ مطلوب در قرآن و سنّت پيامبر پيدا نمىشد ، فقيه شافعى اجازه داشت از علم اجتهاد خود بهره بگيرد . امّا حتّى در آن هنگام هم تصميم او بايد در قياس با قرآن و حديث باشد . در اين نوع استدلال فقيه شافعى مىتواند از بعضى روايات جنبى صحابه يا جانشينان پيامبر استفاده كند . براى سلمى كه در مكتب شافعى تعليم ديده بود و تمام اصول آن را تمام و كمال دنبال مىكرد ، احاديث آنچنان اهميت داشتند كه سلمى در كتاب زنان صوفى ، خود را موظّف به ارائهى سلسله راويان احاديث نقل شده مىبيند .
روى كرد اشاعره به علم اصول آنها را در نقطهى مقابل معتزلىها قرار مىداد . معتزلىها براى تفسير بيش از آنكه به احاديث تكيه كنند به خرد و
ذكر النسوه المتعبدات الصوفيات ( نخستين زنان صوفي ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 107
مساهمون: أبي عبد الرحمن محمد بن الحسين السُلمي
ص١٠٧