تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
بودن آن از پيغمبران ، وبر درازى خواب غفلت از أمّتان ، وهنگام شكسته شدن ريسمان پرتاب شريعت پيشينان ، پس آورد بايشان تصديق آن چيزى را كه پيش از أو بود از توراة وإنجيل وزبور ، وآورد نوري را كه اقتدا وتبعيّت مىشود بآن ، آن نور عبارتست از قرآن پس طلب كنيد نطق وگفتار أو را وحال آنكه أبدا گويا نخواهد شد ، ولكن من خبر دهم شما را به مضمون آن از جهة اين كه منم ترجمان قرآن آگاه باشيد بدرستى در قرآن است علم آنچه كه خواهد آمد وخبر از گذشته يعنى متضمّن علم أوّلين وآخرين است ، ودر اوست دواء درد شما ونظام ما بين شما . از جملهء آن خطبه است مىفرمايد : پس نزد دولت بنى أميّه باقي نمىماند هيچ خانهء كه ساخته شده باشد از گل وخشت ونه خانهء كه بنا شده باشد از پشم يعنى نمىماند عمارتى در شهر ونه خرگاهى در بيابان مگر اين كه داخل مىكنند ظلام در آن خانه همّ وحزن را ، ودر آورند در آن عقوبت ونقمت را ، پس در آن روز باقي نماند از براي ظلام در آسمان عذر آورنده ، ونه در زمين يارى كننده ، اختيار كرديد شما بأمر خلافت غير أهل آن را ، ووارد كرديد أمر خلافت را در غير محلّ أو ، وزود باشد كه انتقام بكشد خداوند قهّار از كسى كه ظلم كرده باشد كسى را در مأكول ومشروبى با مأكول ومشروبى كه از مأكولات تلخ است واز مشروبات تلخ وبد مزه ، وبا لباس باطني خوف وترس وبا لباس ظاهري شمشير ، وبدرستى كه ايشان شتران بار كش گناهانند وشتران توشهء معاصي ، پس قسم مىخورم بخدا باز قسم مىخورم البتة مىاندازد خلافت را بنى أمية بعد از من چنانچه انداخته شود آب دهن از دهن پس از آن نچشند هرگز چاشنى خلافت را ، ونمىخورند طعام آن را هيچ مادامى كه باز گردد شب وروز .
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 340 | حبيب الله الهاشمي الخوئي / سيد إبراهيم الميانجي